جستجو براي:  در 
صفحه کلید فارسی
پ 1 2 3 4 5 6 7 8 9 0 Back Space
ض ص ث ق ف غ ع ه خ ح ج چ
ش س ي ب ل ا ت ن م ك گ
ظ ط ز ر ذ د ء و . , ژ
       جستجوی پیشرفته کتاب
  26/05/1397
نویسندگان   ناشران   بانک کتاب   فروشگاه
 

 
معرفي كتاب > ادبيات > داستان هاي خارجي

قیمت آی کتاب
387,000 ریال
قیمت کتاب
430,000 ریال (10% تخفیف)

پاي بندي هاي انساني
نويسنده: ويليام سامرست موام
مترجم: عبدالحسين شريفيان
ناشر: چشمه
زبان كتاب: فارسي
تعداد صفحه: 861
اندازه كتاب: رقعی جلد سلفون - سال انتشار: 1388 - دوره چاپ: 4
کد کتاب: 399


امتیاز آی کتاب به این کتاب:

امتیاز دهی به این کتاب:

مروري بر كتاب
دو جلد در يك مجلد

كتاب پاي بندي هاي انساني اتوبيوگرافي نيست، اما داستاني به گونه ي اتو بيوگرافي است، حقايق و افسانه به طور جدا ناپذيري در هم آميخته شده اند، احساسات از آن خودم است ، اما نه تمامي آن رويدادهاي اتفاق افتاده يي كه به توصيف آمده است و بعضي از آنها نه از زندگي خودم كه به قهرمان داستان انتقال يافته است بلكه از زندگي كساني است كه با آنان صميمي و نزديك بوده ام داستان اين رمان ِ بلند زندگي جواني به نام فليپ است كه براي يافتن و رسيدن به آن چه در سر دارد در عين تلاش، بسيار واقعي، فكر و زندگي مي كند.

با خواندن اين كتاب زندگي يك جوان در پاريس و لندن را تجربه مي كنيد. بر اين عقيده ام كه، جوان ها اين كتاب را پس از خواندن فراموش نخواهند كرد . شايد جوان هاي امروزي ما مي خواهند مثل فليپ خودشان انتخاب كنند! ولي محدوديت ها و فرهنگ ايراني ما به آنها اجازه چنين زندگي را به آنها نمي دهد و مجبور هستند با روش هاي خودشان به مقابله با عادت ها ي كهن برخيزند كه گاهي به بيراهه مي روند...

فيليپ پسر بچه فلجي است كه در كودكي پدر و مادرش فوت مي كنند و عموي كشيشش قيم او مي شود . فيليپ پسر بچه اي خجالتي و حساس است و با اينكه در مدرسه شرايط تحصيلي خيلي خوبي دارد به دليل همين حساسيت ها از بورس دانشگاه انصراف داده و براي يادگيري زبان آلماني راهي آن كشور مي شود .

او نمي داند قرار است در زندگي چه كار كند از اين شاخه به آن شاخه مي پرد حرفه هاي مختلفي را دنبال مي كند و در پي معناي زندگي و دوست داشتن است .

روزي خاكستري و تيره چهره گشود. ابرها سنگيني مي كردند، وهوا را سردي خاصي دربرگرفته بود كه ريزش برف را نويد مي داد.

كلفتي به اتاقي كه كودكي در آن خوابيده بود و پرده هايش را كشيده بودند، وارد شد. كلفت به طور خودكار به خانه روبه رو، كه خانه يي گچ مالي شده و ايوان دار بود، نظر انداخت و به سوي تختخواب كودك رفت.

گفت:« بلند شو، فيليپ.»
ملحفه را برداشت، كودك را در آغوش گرفت و او را پايين برد. كودك هنوز بيدار نشده بود.


كتاب هايي در اين زمينه

بلندی های بادگیر
   

مرگ راجر آكرويد و نقد و بررسي رمان پليسي
   

دنیای شگفت انگیز ربه کا در سفر
   

دختر کشیش
   

پمپئي
   

بدون پسرم هرگز
   

كتاب هايي در اين زمينه       فهرست کتاب های این گروه


راهنماي سايت
كتاب
سفارش كتاب بدون عضويت
پيگيري كتاب بدون عضويت
پيش از مرگ بايد خواند
مقالات
گزارشات
جان کلام
نقد و ادبيات
تاريخ سينما
شاهنامه خوانی
داستان های کوتاه
امثال و ادبيات كهن
افسانه ها و فرهنگ توده
آی کتاب پلی است بین پدیدآورندگان
کتاب و خوانندگان آثارشان

پیگیری و سفارش تلفنی
88398811
88318734