جستجو براي:  در 
صفحه کلید فارسی
پ 1 2 3 4 5 6 7 8 9 0 Back Space
ض ص ث ق ف غ ع ه خ ح ج چ
ش س ي ب ل ا ت ن م ك گ
ظ ط ز ر ذ د ء و . , ژ
       جستجوی پیشرفته کتاب
  20/09/1397
نویسندگان   ناشران   بانک کتاب   فروشگاه
 

 
مدیریت مقالات > ضرب المثل

دره، آي ملا! دوباره بسم‌الله
گروه: ضرب المثل

ملايي با درويشي همكار و شريك بود به هر منزلي كه مي‌رفتند موقع ناهار يا شام ملا كمي كه مي‌خورد دست از غذا مي‌كشيد و مي‌گفت: «الحمدلله» درويش بيچاره هم كه هنوز نصف شكمش خالي بود و مجبور مي‌شد دست از غذا بكشد و گرسنه بماند.

چند بار درويش به ملا گفت كه: «رفيق اين كار خوبي نيست، تو زود دست مي‌كشي من گرسنه مي‌مانم» اما ملا اين عادت از سرش نمي‌افتاد. درويش در فكر چاره افتاد كه ملا را گوشمالي بدهد. يك روز كه از دهي به ده ديگر مي‌رفتند در دره خلوتي او را گرفت و با تبرزينش تا جايي كه مي‌خورد زد تا بيهوش شد.

ملا وقتي به هوش آمد درويش گفت: «مبادا بعد از اين سر سفره مردم زود دست از خوردن بكشي و مرا گرسنه بگذاري». ملا كه كتك خورده بود. قول داد كه بعد از اين تا درويش دست نكشيده او هم دست از خوردن نكشد. چند روزي ملا سر قول و قرارش بود تا اينكه روزي ملا به عادت قديم وسط غذا خوردن دست از غذا كشيد و الحمدالله گفت: درويش رو كرد به ملا و گفت: «آي دره دكي ملا»1 ملا كه قول و قرارش با درويش و كتكي كه توي دره خورده بود يادش آمد زود گفت: «بله قربان تازه دن بسم‌الله»2 و دوباره شروع به خوردن كرد.

۱- كتكي كه تو دره خوردي يادت بياد .

۲- بله قربان دوباره بسم الله

   
راهنماي سايت
كتاب
سفارش كتاب بدون عضويت
پيگيري كتاب بدون عضويت
پيش از مرگ بايد خواند
مقالات
گزارشات
جان کلام
نقد و ادبيات
تاريخ سينما
شاهنامه خوانی
داستان های کوتاه
امثال و ادبيات كهن
افسانه ها و فرهنگ توده
آی کتاب پلی است بین پدیدآورندگان
کتاب و خوانندگان آثارشان

پیگیری و سفارش تلفنی
88398811
88318734