جستجو براي:  در 
صفحه کلید فارسی
پ 1 2 3 4 5 6 7 8 9 0 Back Space
ض ص ث ق ف غ ع ه خ ح ج چ
ش س ي ب ل ا ت ن م ك گ
ظ ط ز ر ذ د ء و . , ژ
       جستجوی پیشرفته کتاب
  01/07/1397
نویسندگان   ناشران   بانک کتاب   فروشگاه
 

 
مدیریت مقالات > ضرب المثل

چراعاقل كند كاري كه باز آرد پشيماني
گروه: ضرب المثل

عقل درلغت ازعقال و پاي بند شتر ماخوذ است وچون خرد ودانش مانع رفتن طبيعت به سوي افعال ذميمه شود لهذا خرد و دانش را عقل گويند . رويه عقلا و هوشمندان همواره براساس تعقل و دورانديشي استوار است . اطراف و جوانب امور را قبلا از نظر مي گذرانند ، پست وبلند و زيروبم هر امري را در بوته سنجش و آزمايش قرار مي دهند و سپس دست به كار مي شوند تا اگر زيان وضرري معنا و مادتا برآن مترتب باشند در مقابل عمل انجام شده قرار نگرفته انگشت ندامت و پشيماني به دندان نگيرند و بر گذشته افسوس و حسرت نخورند. در غيراين صورت اطلاق عنوان عاقل بر چنان افرادي دور از عقل وانديشه خواهد بود .

داستان شورانگيز زليخا نسبت به يوسف پيغمبر به قدري مشهور و زبانزد خاص وعام است كه همه كس كم و بيش به آن واقف است . يوسف صديق فرزند يعقوب و راحيل بر اثر حسادت برادرانش در چاه افتاد و مالك بن دعر كه با كاروانش از آن سوي مي گذشت وي را نجات داده به عزيز مصر قطيربن رحيب يا فوطيفرع كه در زمان سلطنت ريان بن وليد فرعون مصر مي زيست به قيمت قابل توجهي فروخت . عزيز مصر يوسف را به خانه برد و به همسرش زليخا گفت :« او را گرامي بدار. شايد روزي از او بهره برگيريم و وي را به فرزندي بپذيريم زيرا در ناصيه اش اصالت و گوهر و نجابت ذاتي كاملا هويداست.» زليخا كه خود فرزند نداشت در پرورش و تربيت يوسف همت گماشت تا به حد كمال رسيد ولي زيبايي و جذابيتش چنان محرك و خيره كننده شده بود كه دل و جان زليخا را به يغما برد واورا ازاوج غرور و نخوت به حضيض زبوني و بيچارگي كشانيد .

زليخا براي تحريك يوسف كه از ارتكاب گناه امتناع داشت و مخصوصا حاضر نبود نسبت به ولي نعمت خود عزيز مصر خيانت كند به هر وسيله اي متوسل شد و« جامه اي ازخز و ديبا به قامتش بريد و كمرهاي مرصع از گهرهاي درخشان و تاجهاي مذهب به عدد سيصد و شصت برايش مهيا ساخت . هر روز به دوشش خلعتي نو مي انداخت و تاجي تازه بر فرقش مي آراست . خوردنيهاي گوناگون از سينه مرغ و مرباي خوشگوار وشربت ناب و مغز بادام آماده مي كرد تا يارش به هر چه ميل كند حاضر سازد . شبها از ديبا و حرير برايش بستر مي ساخت . و ازهر دري با وي سخن مي گفت .

ولي يوسف پارسا و پرهيزگار با وجود آنكه درعنفوان جواني و غرورجواني مي زيست طنازي و عشوه گري زليخا و آن همه امكانات را ناديده شمرد و نور تقوي و صفاي ايمان چنان بر او هي زد كه بدون ترس و تامل دست رد بر سينه زليخا نهاد . زليخا چون از همه طرف راه چاره و كامجويي را مسدود ديد به اخافه و ارعاب يوسف برخاست و با حربه تهمت و افتراء ، شوهرش عزيز مصر را بر آن داشت كه او را در سياهچال جاي دهد تا شايد رنج و شكنجه زندان بر سر راهش آورد و مسئول دلداده اش زليخا را اجابت كند ولي خلف صدق يعقوب وسلاله ابراهيم خليل به خانه جديد گام نهاده خوف زندان را در مقابل خوف و مشيت الهي به هيچ گرفت و در آن چهار ديواري تنگ وتاريك نيز به هدايت و ارشاد زندانيان و ترغيب و دلالت آنان به قبول توحيد و پرستش خداي يگانه و احراز ملاهي ومناهي پرداخت .

هر روز وساعتي كه سپري مي شد زليخا به انتظار انصراف تصميم و بازگشت محبوب بود ولي سالها گذشت ويوسف همچنان مانند كوهي استوار در چهار گوشه زندان باقي ماند و اوقات را به عبادت پروردگار وهدايت و ارشاد زندانيان گمراه مصروف داشته ازاينكه از كيد ومكر زليخا و ساير زيبارويان مصري رهايي يافت خدا را شكر مي گذارده است .

اينجا بود كه زليخا از كرده پشيمان شد و از اينكه يوسف را به زندان انداخت انگشت حسرت و ندامت به دندان گزيد و زليخاي آشفته را درغم فراق معشوق و هجران دلداده اش بي تاب و نالان ساخت به قسمي كه خواب و خوراك وآسايش از وي سلب گرديد و نشاط جواني و زيباييش به زشتي و كراهت گراييد . بعضي از شبها از دوري يوسف بي تاب مي شد كه با دايه وفادارش در تاريكي شب به زندان مي رفت و در گوشه اي آن قدر محبوبش را نظاره مي كرد كه سپيده صبح مي دميد و آن گاه به خانه باز مي گشت .

اگر چه زليخا پس از رهايي يوسف از زندان و فوت همسرش مشمول وعنايت الهي قرارگرفته به فرمان خدا و با اعاده همان زيبايي و طنازي دوران جواني به وصال محبوب رسيد . ولي آن حسرت وندامت اوليه كه ناشي از عدم تعقل ودورانديشي بود بعدها به صورت ضرب المثل درآمده در افواه ملل و اقوام مختلفه مورد استشهاد و تمثيل قرار گرفت .

   
راهنماي سايت
كتاب
سفارش كتاب بدون عضويت
پيگيري كتاب بدون عضويت
پيش از مرگ بايد خواند
مقالات
گزارشات
جان کلام
نقد و ادبيات
تاريخ سينما
شاهنامه خوانی
داستان های کوتاه
امثال و ادبيات كهن
افسانه ها و فرهنگ توده
آی کتاب پلی است بین پدیدآورندگان
کتاب و خوانندگان آثارشان

پیگیری و سفارش تلفنی
88398811
88318734