جستجو براي:  در 
صفحه کلید فارسی
پ 1 2 3 4 5 6 7 8 9 0 Back Space
ض ص ث ق ف غ ع ه خ ح ج چ
ش س ي ب ل ا ت ن م ك گ
ظ ط ز ر ذ د ء و . , ژ
       جستجوی پیشرفته کتاب
  11/07/1401
نویسندگان   ناشران   بانک کتاب   فروشگاه
 
 
مدیریت مقالات > افسانه ها و فرهنگ توده

جشن آتش ( آذرگان )
گروه: افسانه ها و فرهنگ توده
نویسنده: ناهيد حقيقى

نهم آذرماه كه «آذر روز» نام دارد، به فرشته مقدس آتش «آذر» تعلق دارد. آتش در اوستا آتر (Atar) و در پهلوى آتور (Atour) و در پارسى آذر، آتش هرمزدى است كه بنا به گاهان زرتشت واپسين داورى به يارى او انجام خواهد يافت. (يسنا ،۳۶ بند ۲ و ۳) در لهجه هاى بومى و محلى، آتيش، آديش، ديش و تيش آمده است.
در سانسكريت آدرى (Adri) به معنى شعله است كه به عنوان صفت خداى آتش كه در هند آگنى (Agni) ناميده مى شود، نيز به كار رفته است. به هرحال آتش پديده اى است كه از طبيعت به دست مى آيد و آتش به دست آمده از طبيعت توسط اقوام باستانى در غارها حفظ مى شد. در فرهنگ اوستا «آتش» پسر اهورامزدا و «سپندارمذ يا زمين» دختر پروردگار معرفى شده است.
بديهى است اينها تمثيل و تشبيه اند نه اينكه خداوند داراى پسر و دختر باشد. ايرانيان در اين روز به آتشكده ها (آدريان) مى رفتند و «آتش نيايش» كه يكى از نيايش هاى خرده اوستا بوده را مى خواندند. اكنون زرتشتيان _ به نمايندگى از تمام ايرانيان _ اين مراسم را به جاى مى آورند. معمولاً در اين جشن آتش افروخته مى شود. آتش در آيين مزديسنى، پاك و پاك كننده است و از اين لحاظ مورد احترام است.
در مورد تقدس آتش نزد ايرانيان باستان مطالب زيادى گفته شده به حدى كه به اشتباه آنان را آتش پرست پنداشته اند. استرابون مى گويد: «ايرانيان، هرگز بر آتش نمى دمند بلكه آن را با بادبزن، باد مى زنند و آن را با لاشه مرده يا چيزهاى ناپاك نمى آلايند.» (دين ايرانى بر پايه متن هاى معتبر يونانى _ ص ۳۲/ اميل نيونيست/ ترجمه: بهمن سركاراتى) ابوريحان بيرونى هم در مورد اين جشن مى نويسد: «روز نهم آذر عيدى است كه آن را براى توافق دو نام آذر، جشن مى نامند.
در اين روز با افروختن آتش احتياج مى يابند و اين روز عيد آتش است و به نام فرشته اى است كه به همه آتش ها موكل است. مرسوم است زرتشت امر كرده كه در اين روز آتشكده را زيارت كنند و در امور عالم مشاوره نمايند.» (آثارالباقيه _ ص ۳۴۴) كريستين سن در مورد دو جشن در آذرماه چنين مى گويد: «در اول ماه آذر عيد (وهار جشن = عيد بهار) بود. زيرا كه در عهد خسروان يعنى زمانى كه تقويم ها مختل شده بود، اول آذرماه با آغاز فصل بهار مصادف مى شد. در ازمنه اسلامى اين عيد را «خروج الكوسج» مى گفتند. مردى را بر قاطر نشانده و به گردش مى بردند، آن مرد خود را با بادبزنى باد مى زد تا شادمانى خود را از خاتمه يافتن فصل شتا و نزديك شدن گرما بدان وسيله آشكار كند. چند روز در آذر روز از آذرماه (كه روز نهم بود) جشن دوم پيش مى آمد، در آن وقت خود را با آتش گرم مى كردند، زيرا كه آذرماه نزديكترين ماه زمستان است و در اواخر اين فصل سخت تر و شديدتر از همه اوقات سال است.» (ايران در زمان ساسانيان _ ص ۲۵۲/ كريستين سن)

• سوى پرستش، محراب و آتشكده در كيش مزديسنى به لحاظ اينكه نمى توان براى خدا حدود و جهتى در نظر گرفت، از اين رو هنگام به جاى آوردن نماز به سوى نور و روشنايى از قبيل: آفتاب، ماه، چراغ، آتش و... روى مى كنند. فروغ نور و روشنايى ظاهر، نمودارى از نور و روشنايى عالم حقيقت و معنويت است و در طراوت روح و دل اثرى بس شگرف دارد و انسان را به تجليات انوار خدايى متوجه مى سازد. پس دليل اينكه ايرانيان باستان هنگام نماز به روشنايى و نور رو مى كنند، اين است كه روشنايى نماد خداوند است و هر جا روشنايى هست، خرد هست، راستى هست، مهر هست و خدا آنجاست. انوار مادى و جهانى، نمونه و مظهرى از نور حقيقى است.
اگر زرتشتيان رو به سوى نور دارند و آن را پرستش سو مى دانند، براى نزديك شدن به اهورامزدا، پروردگار و آفريننده كل است كه خود سرچشمه همه نورها (نورالانوار = شيدان شيد) است. پرستش سوى (قبله) نور است نه آتش و اين تجلى نور كل است كه دل را گرما و روان را صفا مى بخشد. نگهدارى از آتش و ايجاد آتشگاه و جايگاه نگهدارى آتش يك سنت آريايى است و پيش از اشوزرتشت نيز رايج بوده است. اگر در گذشته آتش را در جايگاه هاى مخصوصى نگهدارى مى كردند به علت فقدان وسايل امروزى (نظير كبريت، برق و گاز) بود و نيز به واسطه نياز همگانى. براى آن نگهبان و پرستار مى گمارده اند تا خاموش نشود و مردم محل براى رفع نياز خود از آتش محله خود بهره مند مى شده اند. اما نگهدارى آتش در معابد صرفاً به منظور راه يافتن به نور اصلى بوده است.
ايرانيان باستان آتش را موهبتى ايزدى مى دانستند (يكى از چهار آخشيج (عناصر آب، باد، خاك، آتش) كه نبايد آلوده شود) و شعله اش را يادآور فروغ رحمانى مى خواندند، آتشدان فروزان را در پرستشگاه ها به منزله محراب قرار مى دادند. (ديدى نو از دينى كهن/ فرهنگ مهر) به گفته اشوزرتشت «اين نور نماينده فروغ مينوى است كه در دل هر كس جاى دارد و براى زندگى و آبادانى او را گرما و نور مى بخشد. آتش دلدادگى و دوستدارى كه از فروغ بيكران و روشنايى سرشار بارگاه اهورامزدا سرچشمه گرفته و درون دل هر كس نهاده شده است.» •

اهميت آتش نزد ملل ديگر آتش، به طور مشخص از روزگاران بسيار كهن تا امروز مورد توجه همه اقوام بوده است و هر قوم و طايفه اى به شكلى و به عنوانى آن را ستوده، عزيز و ارجمند مى دارند. آتش عنصرى است كه در واقع عامل بسيارى از پيشرفت ها و ترقيات انسان بوده است. «شفتلونيز» در كتاب معروف خود «آيين قديم ايران و يهوديت» مى نويسد: «چگونه ملل جهان از هر نژاد آتش را مى ستايند؟ متمدن ترين ملل اروپا تا وحشى ترين قبايل آفريقا، در ستودن اين عناصر درخشان وجه اشتراك دارند و نظر به اينكه در آيين زرتشت، آنچه آفريده اهورامزداست و براى جهان و جهانيان سودمند است، بايد محترم و ستوده باشد؛ از اين رو ايرانيان به آتش وابستگى ويژه اى داشته آن را موهبت ايزدى دانسته و شعله اش را فروغ رحمان خوانده اند و آتشدان فروزان را در پرستشگاه ها به منزله محراب قرار داده اند.»
همان طور كه گفته شد آتش نزد ايرانيان باستان مقدس بوده، اما اين مختص مردم ايران نبوده، بلكه ديگر تمدن ها براى آتش احترام و تقدس زيادى قائل بودند. به طور مثال خداوند با پيغمبر خود «موسى» با زبان آتش گفت وگو مى كند و آتش بر «ابراهيم» گلستان مى شود. آتش نزد مردم هند، پروس و ليتوانيا، چينى ها، يونانيان و روميان هم داراى ارزش بسيارى است. در عهد باستان، آتش به عنوان يك ضرورت در زندگى مردم مطرح بود. آتش نقش چراغ روشنايى، وسيله گرمايى در زمستان و وسيله مخابراتى و مخابره خبر را ايفا مى كرد. در يسنا ۱۷ فقره ۱۱ آتش را به پنج قسمت كرده و برابر هر قسمت نامى نهاده است.
• آتش نيايش «ستايش پاك تو را باشد، اى آتش پاك گهر، اى بزرگترين بخشوده اهورامزدا، اى فروزه اى كه در خور ستايشى. مى ستايم تو را كه در خانه من افروخته اى. برابر تو مى ايستم براى نيايش با همه آيين هاى دين دستى بَرسَم، به ديگر دست چوبى خوشبوى خشك كه زبانه اش روشن و سوزشش بپراكند بوى خوش را و تو اى سزاوار ستايش، بهره مندى از درخشندگى آن به هنگام سوختن و بوى خوش آن.
اى ايزد بزرگ همواره ما را درياب، ببخشايش به ما آنچه را كه كاميارى دهد، آنچه را كه رستگارى دهد و بهروزى و بهزيستى آورد، بهره مند كن، ما را از بهترين زمين ها كه در آن خانه هاى پر آسايش برپا داريم و درياب روان ما را كه آرامش داشته باشد و راه پاك پارسايى را بسپَريم. ستايش، نيايش، ارمغان نيك، ارمغان دلخواه، ارمغان دوست داشتنى، نياز به تو اى آفريده اهورامزدا. فروزان باش در اين خانه، فروزان باش تا ديرزمان تا رستاخيز بزرگ. به من رامش و روزى و زندگى بسيار با رسايى كامل و خوش زبانى و دين آگاهى و پس از آن خردى بزرگ و پاينده و پس از آن دليرى مردانه و استوار و هوشيارى و وظيفه شناسى و بيدارى و فرزندان برومند و زيرك و نگهبان كشور و... ارزانى دار. اى داناى بى همتا (اهورامزدا) به فرياد من برس. كسى كه سپاس دار است از روشنايى و نور بهره مند باشد.»

قسمت قبل   
راهنماي سايت
كتاب
مقالات
پيش از مرگ بايد خواند
گزارشات
جان کلام
نقد و ادبيات
تاريخ سينما
شاهنامه خوانی
داستان های کوتاه
امثال و ادبيات كهن
افسانه ها و فرهنگ توده
آی کتاب پلی است بین پدیدآورندگان
کتاب و خوانندگان آثارشان
پیگیری و سفارش تلفنی
88140837