جستجو براي:  در 
صفحه کلید فارسی
پ 1 2 3 4 5 6 7 8 9 0 Back Space
ض ص ث ق ف غ ع ه خ ح ج چ
ش س ي ب ل ا ت ن م ك گ
ظ ط ز ر ذ د ء و . , ژ
       جستجوی پیشرفته کتاب
  02/11/1396
نویسندگان   ناشران   بانک کتاب   فروشگاه
 

 
مدیریت مقالات > داستان كوتاه

تلاش
گروه: داستان كوتاه
نویسنده: راحيل فرمهيني

پول هايش را خيلي خيلي با دقت جمع كرد . از تمامي چيزهايي كه مي توانست در طول يك سال خريداري بكند، چشم پوشي كرد. حتي يك كتاب هم نخريد. فقط وقتي كتابي را مي ديد با دقت انتشاراتش را يادداشت مي كرد تا بعدا در نمايشگاه كتاب آن را خريداري بكند .

واقعا كار سختي بود هرچي پول هفتگي گرفت جمع مي كرد و سريعا به حساب بانكي اش مي ريخت تا مبادا بيهوده خرج شود. كار و تلاش براي او سخت و دشوار نبود چرا كه او يك هدف مهم داشت و آن هدف مهم خريدن كتاب و خواندن آن بود. آخر سر روز موعود براي او فرا رسيد . روز رفتن به نمايشگاه بين المللي كتاب. خيلي هيجان زده بود.

او مي خواست تمامي لحظات يكساله اش را يك جا در آن جا خرج كند. وقتي وارد نمايشگاه شد از ذوق نمي دانست چه كار بكند ، به همه غرفه ها و به همه انتشاراتي كه نام آنها را ياداشت كرده و يا شنيده بود سر زد ولي در آخر هم پولش كم شد و مجبور شد به خيلي از انتشارات ديگر سر نزند. وقتي همه كتابهايش را در دست گرفت نزديك بود بيفتند. آن قدر كتابها سنگين بود كه وقتي به خانه رسيد تمامي كتابها را از بالا روي زمين ريخت چرا كه دستهايش از شدت وزن آنها خوني شده بود ولي باز هم برايش مهم نبود ، آخر او يك هدف مهم داشت و آن استفاده از كتابهايي بود كه همگي در كنارش قرار داشتند.

فرصت نكرد همه را بخواند چون خيلي زياد بودند و روزهاي امتحان هم كم كم شروع مي شدند . پس همه كتابهايش را يكجا جمع كرده با خود قول داد تا بعد از خرداد، در تابستان همه آن ها را بخواند و نكات مهم را ياداشت كند. روزهاي امتحان هم با همه اضطرابش تمام شد. يك معدل خوب نتيجه زحمات شبانه روزي اش شد ولي فقط يك نمره براي زحمات او اصلا كافي نبود. بعد از امتحانات متوجه شد كه چشمش نسبت به دفعات قبلي خيلي ضعيف تر شده است.

خيلي خيلي ضعيف شده بود . دكتر ازعلت اين امر از او پرسيد- ولي او جوابي نداشت كه بدهد فقط آرام گريه كرد. دكتر يكي از آن دلايل را خواندن كتاب به صورت افراطي و زياد دانست و او را از خواندن كتاب به صورت زياد باز داشت. او با خود فكري كرد كه همه چيز را از دست داده است. حتي هدفش را نيز از دست داده بود. وقتي آن شب به خانه رسيد با حسرت به كتابهايش در گوشه اتاق نگاه كرد و به تمامي اميد هاي از بين رفته اش فكر كرد.

او حتي ديگر نيم توانست گريه كند.

   
راهنماي سايت
كتاب
سفارش كتاب بدون عضويت
پيگيري كتاب بدون عضويت
پيش از مرگ بايد خواند
مقالات
گزارشات
جان کلام
نقد و ادبيات
تاريخ سينما
شاهنامه خوانی
داستان های کوتاه
امثال و ادبيات كهن
افسانه ها و فرهنگ توده
آی کتاب پلی است بین پدیدآورندگان
کتاب و خوانندگان آثارشان

پیگیری و سفارش تلفنی
ساعت ۱۷ - ۹
پنجشنبه ها ۱۳- ۹
۲۲۲۳۸۱۲۳
۲۶۴۵۸۱۵۶
۲۶۴۵۸۳۴۷

پیگیری سفارش آمازون
۲۶۱۲۳۴۵۹