جستجو براي:  در 
صفحه کلید فارسی
پ 1 2 3 4 5 6 7 8 9 0 Back Space
ض ص ث ق ف غ ع ه خ ح ج چ
ش س ي ب ل ا ت ن م ك گ
ظ ط ز ر ذ د ء و . , ژ
       جستجوی پیشرفته کتاب
  22/04/1399
نویسندگان   ناشران   بانک کتاب   فروشگاه
 

 
مدیریت مقالات > نقد و ادبيات

ماسك
گروه: نقد و ادبيات
نویسنده: آنتوان چخوف

در يكي از مجالس مجلل رقص، درحالي كه مردان و زنان عالي مقام به رسم مراسم بالماسكه، نقاب و ماسك بر چهره گذاشته اند و مشغول رقص و پايكوبي هستند، چند مأمور عالي رتبه دولتي (مانند رئيس بانك، منشي مخصوص و...) در اتاق مطالعه سالن، درحال خواندن روزنامه و مجله بودند. آنها علاقه اي به رقص و يا مهماني هاي شلوغ و پر سر و صدا نداشتند و اوقات فراغت خود را نيز به مطالعه اخبار اقتصادي و يا گزارشات سياسي مي پرداختند. در اين بين، ناگهان مردي با لباس گرانقيمت و ماسكي بر چهره به همراه دو زن (كه آنها نيز ماسك به صورت داشتند) و البته يك خدمتكار وارد سالن مطالعه شدند.

مرد شيك پوش (كه آثار مستي از حركاتش هويدا بود) با حركاتي خشن و لحن زننده و توهين آميز، از مردان عالي رتبه مي خواهد سالن مطالعه را ترك كنند و او را با دو زن جوان تنها بگذارند. در مقابل تهديدات مردان جوان، مرد ماسك دار حاضر به ترك مجلس نمي شود، كار بالا مي گيرد و پاي رئيس پليس و افسران بلندمرتبه اي كه در مجلس رقص حاضر بودند نيز به اتاق مطالعه كشيده مي شود و درنهايت شخص آشوبگر، ماسكش را از چهره برمي دارد.

مرداني كه تا چند لحظه قبل از شدت خشم قادر به كنترل خود نبودند و بي صبرانه انتظار تنبيه فرد خاطي را مي كشيدند، با تعجب به يكديگر نگاهي انداختند، عصبانيتشان فروكش كرد و جاي خود را به احترام آميخته با ترس داد!! در مقابل چشمان آنها، ثروتمندترين شخص شهر (كه به واسطه آشوب و دردسرسازي و البته كارهاي خيريه اش شهرت داشت) مست و لايعقل درحالي كه كف از دهانش بيرون مي ريخت و با صداي بلند مي خنديد روي كاناپه لميده بود. بعد از 20 دقيقه (در اين مدت هيچكدام حتي كلمه اي بر زبان نياورده بودند) او را نيمه خواب به خانه اش هدايت كردند و در طول راه كمال دقت را نيز به عمل آوردند كه رفتار زشت و ناپسند!! خود را جبران كنند و مرد ثروتمند را راضي و خشنود به خانه برسانند، گويي كه او چنان از دنيا بي خبر بود كه سعي و تلاش مذبوحانه آنان نمي توانست تأثيري در او داشته باشد.

به دنياي واقعي بازگرديم. به دنياي خودمان. نگاهي به اطرافمان بياندازيم و به روشني ببينيم كه در مقابل ارزش هاي مادي (ثروت به قدرت و يا شهرت) چه تعداد از اطرافيانمان درحال دست و پا زدن هستند!! مي بينيم كه افراد عالي رتبه ولي نوكرصفت و بي هويت داستان چخوف يك باره گويا زنده مي شوند و از قالب داستان بيرون مي آيند و در چارچوب اطرافيان ما خود را نمايان مي سازند استاد، معلم، پاسبان، نزديكترين دوستان و حتي... و حتي خودمان! بسياري از ما شب با آرزوي قدرت و ثروت به خواب مي رويم و صبح به اميد شهرت از خواب برمي خيزيم.

معنويت، اخلاق و بسياري ديگر از ارزش هاي والاي روحي و دروني براي ما محلي از اعراب ندارد و اگر هم دارد در مقام دهم يا بيستم اهميت است و ما كه در آرزوي مواهب مادي و دنيوي مي سوزيم به راحتي يوغ مردان قدرتمند و يا ثروتمند را بر گردن مي نهيم، خود را تا مقام نوكري اين افراد تنزل مي دهيم، از هيچ خوش خدمتي و خوش رقصي دريغ نمي كنيم بلكه ما هم بتوانيم پله هاي ترقي را بپيمايم و با حداقل رنج و زحمت، خود را غرق پول و شهرت كنيم. در مقابل، افرادي مانند همين شخص ثروتمند داستان (الگوي ما براي لذت جويي از زندگي و مواهب دنيوي، اين ترازوي موفقيت و مظهر خوشبختي) مرداني فلك زده و منفعل هستند، خالي از معنويات و ارزش هاي دروني. راهي كه ما سعي در پيمودن آن داريم را پيموده اند و آنچه را كه ما خواهانش هستيم، يافته اند ولي در آخر كار پي برده اند بر سر چه ارزش هاي پوچ و ضد ارزش هاي ظاهرفريبي وقت و انرژي خود را به هدر داده اند.

افرادي كه در ظاهر همه چيز را به دست آورده اند و در دنياي درون خود مي دانند كه هيچ چيز به دست نياورده اند. چگونه مي توانند اين رنج و عذاب دروني خود را كتمان كنند، آن را به دست فراموشي بسپارند و چنان باشد كه جامعه مي پندارد؟ ماسك!؟ اين يگانه داروي اين افراد و چراغ اميد پويندگان راه آنان است (سرابي براي نوكران و بردگان ضد ارزش هاي ساخت بشري كه لباس ارزش پوشيده) حتي وقتي اين ماسك ها فرو مي افتد و چهره واقعي اين افراد براي جامعه آشكار مي شود، كوچكترين خللي به ايمان فرد فرد جامعه براي دستيابي به لذت دنيوي وارد نمي سازد.

راست گفت شاهپور ذول الكناف، شاه مقتدر ساساني كه «چه اكسيري است اين قدرت و ثروت، ياوه ترين سخنان وقتي از زبان قدرتمندان جاري مي شود به سخناني حكمت آموز و فلسفي تعبير مي شود و زشت ترين حركات هنگامي كه از ثروتمندان سر مي زند، نمادي از هويت و اعتماد به نفس شمرده مي شود» و چخوف به زيبايي هرچه تمامتر در داستاني كوتاه تمام اين مطالب را به تصوير مي كشد.

به راستي چرا اينگونه است؟ سكولاريسم برخواسته از مدرنيسم و انقلاب صنعتي، هرچه بيشتر لذت جويي را تبليغ مي كند و با صفات مختلفي مانند (امانيسم، راسيوناليسم و حتي كمونيسم) بر طبل مادي گرايي مي كوبد و هر روز بيش از روز قبل با عرفي كردن مفاهيم و اعتبارات معنوي و تقدس زدايي از معاني مذهبي، سنگري ديگر از سنگر معنويات دروني و روحي انسان ها را به تسخير خود در مي آورد و در دنياي اين چنين كه اصالت سود و سرمايه و قدرت حرف اول و آخر را مي زند، بشر مدرن تنها و تك افتاده و خودش را در مقابل موجي از مادي گرايي صرف مي بيند كه شالوده زندگيش را تهديد مي كند و به نابودي مي كشاند.

اين موج افراطي گويا به تنهايي براي سياه بخت كردن بشر كافي نبوده كه امواج خروشان تفريطي نيز مانند سيلي خانمان برانداز طومار زندگي بشر را درهم پيچيده و پيش از پيش آن را در لبه پرتگاه نيستي قرار مي دهد. در مقابل هجوم اين امواج ويرانگر چه بايد كرد؟ آيا هنوز روزنه اميدي گشوده است؟ آيا بشر خسران ديده امروزي با علم پست مدرنيسم آخرين تلاش خودش را براي بقا انجام مي دهد يا هنوز هم مي توان راه حلي نو و كامل تر براي اين درد قرن ما ارائه كرد؟ اين آخرين نبرد انسان است، رستاخيز فرا رسيده و بايد ديد، بشر، اين اشرف مخلوقات خداوند چگونه در اين آوردگاه پيكار مي كند، نبردي براي بقا، نه براي حفظ جان، نبردي براي بشر ماندن!!

ماسكي كه بشر امروز و متناسب با عرف عمومي براي خود ساخته و آن را به چهره زده، درمانگر دردهاي دروني و تضادهاي باطني او نخواهد بود و او درنهايت چاره اي ندارد جز آنكه مست و لايعقل اين ماسك را حتي براي يك شب يا يك لحظه به كنار بزند و آنچنان باشد كه هست نه آنچه كه ديگران مي پندارند و براي ما كه در صف مقدم اين نبرد روز رستاخيز هستيم، زمان آن فرا رسيده تا ماسك ها را به كناري بگذاريم خودمان را بشناسيم و با اين خودشناسي دنياي نو بسازيم تا در آن نيازي به ماسك نباشد و بشر بتواند درعين معنويت آنچنان بريد كه خود مي خواهد و آنطور خود را نشان دهد كه هست.

   
راهنماي سايت
كتاب
سفارش كتاب بدون عضويت
پيگيري كتاب بدون عضويت
پيش از مرگ بايد خواند
مقالات
گزارشات
جان کلام
نقد و ادبيات
تاريخ سينما
شاهنامه خوانی
داستان های کوتاه
امثال و ادبيات كهن
افسانه ها و فرهنگ توده
آی کتاب پلی است بین پدیدآورندگان
کتاب و خوانندگان آثارشان
پیگیری و سفارش تلفنی
77605503
77635308