جستجو براي:  در 
صفحه کلید فارسی
پ 1 2 3 4 5 6 7 8 9 0 Back Space
ض ص ث ق ف غ ع ه خ ح ج چ
ش س ي ب ل ا ت ن م ك گ
ظ ط ز ر ذ د ء و . , ژ
       جستجوی پیشرفته کتاب
  25/05/1397
نویسندگان   ناشران   بانک کتاب   فروشگاه
 

 
مدیریت مقالات > ضرب المثل

ناخوش خر خورده
گروه: ضرب المثل

يك حكيمي بود كه پسرش از آب و گل درآمده بود و درسي خوانده بود و جناب حكيم‌باشي براي اينكه فوت و فن طبابت را به او ياد بدهد او را همراه خودش به عيادت مريض‌هايش مي‌برد. يك روز كه جناب حكيم‌باشي بالاي سر يكي از بيمارها رفت پسرش ديد حال مريض از طبابت بابا بدتر شده و تب او بالا رفته و بستگان مريض هم خيلي پريشان هستند اما بابا خودش را از تنگ و تا ننداخته و مشغول ...

بچه قنداق كرده تو دامن آدم مي‌گذارند!
بايد پدرش را پيش چشمش آورد
اين منم نه اين منم
اين سرزمين ماندن ندارد
انگشت نمك است، خروار هم نمك است
اگر گاوت خوش خوراك شد...
اشتهايم آمد پس
استاد علم! اين يكي را بكش قلم!
از ما نخورده باشي
از گردنم بيفتي انشاالله
آن را كه گفتي اسمش را نبر و بردار بيار
آقا گرگ عيدت مبارك!
ملا بد نباشد
خسن و خسين هر سه دختران مغاويه‌اند

<<  11  12  13  14  15  16  17  18  19  [20]        اولین صفحه   صفحه قبلی      
فهرست از 381 تا 394 از مجموع 394 مورد

راهنماي سايت
كتاب
سفارش كتاب بدون عضويت
پيگيري كتاب بدون عضويت
پيش از مرگ بايد خواند
مقالات
گزارشات
جان کلام
نقد و ادبيات
تاريخ سينما
شاهنامه خوانی
داستان های کوتاه
امثال و ادبيات كهن
افسانه ها و فرهنگ توده
آی کتاب پلی است بین پدیدآورندگان
کتاب و خوانندگان آثارشان

پیگیری و سفارش تلفنی
88398811
88318734