جستجو براي:  در 
صفحه کلید فارسی
پ 1 2 3 4 5 6 7 8 9 0 Back Space
ض ص ث ق ف غ ع ه خ ح ج چ
ش س ي ب ل ا ت ن م ك گ
ظ ط ز ر ذ د ء و . , ژ
       جستجوی پیشرفته کتاب
  03/11/1400
نویسندگان   ناشران   بانک کتاب   فروشگاه
 
 
مدیریت مقالات > ضرب المثل

نياورده، نمي‌بره!
گروه: ضرب المثل

يك روستايي بود خيلي كنس و سمج، وقتي به شهر مي‌آمد مي‌رفت خانه كس و كارش و به اين زودي‌ها و بي‌دردسر، دست‌بردار نبود و دلش نمي‌آمد برگردد. يك بار صاحبخانه مطلب را به همسايه «جون جونيش» گفت.

همسايه گفت: «وقتي راهي رفتن شد به او بگو چند تا جارو بياره» صاحبخانه هم روزي كه بابا مي‌خواست برود به او گفت: «بي‌زحمت اين دفعه چند تا جارو براي ما بيار». موقع رفتن هم سر و سوغات زيادي به او داد. روستايي رفت و بعد از چند وقت ديگر با خر و خورجين خالي آمد و دم در خانه زنجير و سيخونك را كشيد به جان خرش و شروع كرد به داد زدن كه: «پتله گذاشتم نياوردي، رشته رشتم نياوردي، آرد به گرده‌ات بود نياوردي، گندم روت بود نياوردي» داد و هوار دهاتي به گوش صاحبخانه رسيد، صاحبخانه از بالاي ديوار سرش را بيرون كرد و گفت: «نزنش بابا! نياورده، نمي‌بره!»

   
راهنماي سايت
كتاب
مقالات
پيش از مرگ بايد خواند
گزارشات
جان کلام
نقد و ادبيات
تاريخ سينما
شاهنامه خوانی
داستان های کوتاه
امثال و ادبيات كهن
افسانه ها و فرهنگ توده
آی کتاب پلی است بین پدیدآورندگان
کتاب و خوانندگان آثارشان
پیگیری و سفارش تلفنی
88140837