جستجو براي:  در 
صفحه کلید فارسی
پ 1 2 3 4 5 6 7 8 9 0 Back Space
ض ص ث ق ف غ ع ه خ ح ج چ
ش س ي ب ل ا ت ن م ك گ
ظ ط ز ر ذ د ء و . , ژ
       جستجوی پیشرفته کتاب
  12/05/1400
نویسندگان   ناشران   بانک کتاب   فروشگاه
 
 
مدیریت مقالات > ضرب المثل

بادنجان دور قاب چين
گروه: ضرب المثل

افراد متملق و چاپلوس را به اين نام و نشان مي خوانند و بدين وسيله از آنان و رفتار خفت آميزشان به زشتي ياد مي كنند.

اما ريشه تاريخي آن: در دو مقاله اش شله قلمكارو سبزي پاك كردن در كتاب حاضر راجع به تشريفات آشپزان در زمان فتحعلي شاه و چگونگي تهيه و طبخ آش شله قلمكار در عهد ناصرالدين شاه قاجار تفصيلا بحث شد كه براي اطلاع بيشتر مي توانيد به دو مقاله مزبور مراجعه كنيد. آنچه كه مخصوصا در آشپزان سرخه حصار در زمان ناصر الدين شاه قابل توجه بود و براي شناخت متملقان و چاپلوسان ريا كار كه در هر عصر و زمان به شكل و هيئتي خود نمايي مي كنند آموزندگي داشت موضوع سبزي پاك كردن و بادنجان دور قاپ چيدن از طرف وزرا و امرا و رجال قوم بود كه با اين عمل و رفتار خويش جلافت و بي مزگي در امر تملق و چاپلوسي را تا حد پستي و دنائت طبع مي رسانيدند.

راجع به سبزي پاك كردن در مقاله اي به همين عنوان بحث شد. اما دسته دوم كساني بودند كه در امر طبخ و آشپزي مطلقا چيزي نمي دانستند و كاري از آنها ساخته نبود . اين عده كه در صدر آنها صدر اعظم قرار داشت دو وظيفه مهم و خطير!! بر عهده داشتند: يكي آنكه چهار زانو بر زمين بنشينند و مثل خدمه هاي اشپزخانه بادنجان را پوست بكنند. ديگر آنكه اين بادنجانها را پس از پخته شدن در دور و اطراف قابهاي آش و خورش بچينند.

شادروان عبد الله مستوفي مي نويسد « من خود عكسي از اين آشپزان ديده ام كه صدر اعظم مشغول پوست كردن بادنجان و سايرين هر يك به كاري مشغول بودند.» اين آقايان رجال و بزرگان كشور طوري حساب كار را داشتند كه بادنجانها را موقعي كه شاه سري به چادر آنها مي زد به دور قاب مي چيدند و مخصوصا دقت و سليقه به كار مي بردند كه بادنجانها را به طرزي زيبا و شاه پسند دور قابها بچينند تا مسرت خاطر ناصرالدين شاه فراهم آيد و نسبت به مراتب اخلاص و چاكري آنها اظهار تفقد و عنايت فر مايد.

دكتر فورويه به طبيب مخصوص ناصر الدين شاه مي نويسد:« ... اعليحضرت مرا هم دعوت كرد كه در اين آشپزان شركت كنم. منهم اطاعت كردم و در جلوي مقداري بادنجان نشستم و مشغول شدم كه اين شغل جديد خود را تا آنجا كه مي توانم به خوبي انجام دهم. در همين موقع مليجك به شاه گفت بادنجانهايي كه به دست يك نفر فرنگي پوست كنده شود نجس است.

شاه امر را به شوخي گذراند و محمد خان پدر مليجك تمام بادنجانهايي را كه من پوست كنده بودم جمع كرد و عمدتا آنها را با نوك كارد بر مي چيد تا دستش به بادنجانهايي كه دست من به آنها خورده بود نخورد. بعد بادنجانها و سيني و كارد را با خود بيرون برد.»

در هر صورت اصطلاح بادنجان دور قاپ چين از آن تاريخ ناظر بر افراد متملق و چاپلوس گرديده رفته رفته به صورت ضرب المثل در آمده است.

   
راهنماي سايت
كتاب
مقالات
پيش از مرگ بايد خواند
گزارشات
جان کلام
نقد و ادبيات
تاريخ سينما
شاهنامه خوانی
داستان های کوتاه
امثال و ادبيات كهن
افسانه ها و فرهنگ توده
آی کتاب پلی است بین پدیدآورندگان
کتاب و خوانندگان آثارشان
پیگیری و سفارش تلفنی
88140837