جستجو براي:  در 
صفحه کلید فارسی
پ 1 2 3 4 5 6 7 8 9 0 Back Space
ض ص ث ق ف غ ع ه خ ح ج چ
ش س ي ب ل ا ت ن م ك گ
ظ ط ز ر ذ د ء و . , ژ
       جستجوی پیشرفته کتاب
  05/12/1402
نویسندگان   ناشران   بانک کتاب   فروشگاه
 
 
مدیریت مقالات > گزارشات

مميزى در كتاب
گروه: گزارشات
نویسنده: محمدمحسنى مهر

وضعيت كتابخوانى در كشور ما آنگونه كه آمار رسمى وزارت ارشاد هم گوياى آن است يعنى حدود ۴ دقيقه در شبانه روز چندان رضايتبخش به نظر نمى رسد، به ويژه اينكه اين آمار سبب شده ايران على رغم برخوردارى از سابقه طولانى فرهنگى و تمدنى در كنار كشورهايى چون افغانستان و بنگلادش قرار گيرد.

از سوى ديگر اقتصاد نشر نيز در كشور چندان وضعيت مطلوبى ندارد و كمتر ناشر يا نويسنده اى را مى توان يافت كه از اين طريق بتواند به موقعيت اقتصادى و مالى مناسبى دست پيدا كند. تيراژ كتاب در خوشبينانه ترين حالت به ۳ هزار جلد مى رسد، براى معرفى آن هم از سوى رسانه ها به خصوص رسانه ملى اقدام جدى صورت نمى گيرد. البته نبايد اقدامات مثبتى نظير برگزارى نمايشگاههاى كتاب استانى، ياد يار مهربان و معرفى كتاب سال و نظاير آن از سوى دست اندركاران را ناديده گرفت. نرخ پايين سرانه مطالعه در ايران نسبت به سرانه جهانى، عوامل مؤثر در راههاى برون رفت از وضعيت فعلى، موضوعى است كه درباره آن با على اكبر اشعرى مشاور فرهنگى رئيس جمهور و رئيس سازمان اسناد و كتابخانه ملى جمهورى اسلامى ايران گفت وگو كرده ايم كه در ادامه مى خوانيد:

شما مدت طولانى در عرصه فرهنگى آموزشى كشور فعاليت داشته ايد. از قائم مقامى وزير و معاونت مطبوعاتى وزارت ارشاد، مديريت مؤسسه انتشاراتى سروش، مشاور فرهنگى شهردار تهران و قائم مقام دفتر نشر و فرهنگ اسلامى تاكنون كه رياست سازمان اسناد و كتابخانه ملى ج.ا.ا و سمت مشاور فرهنگى رئيس جمهور را برعهده داريد. مايليم نظر شما را در خصوص وضعيت كتابخوانى در كشور بدانيم؟

از دو زاويه مى توان به اين مسأله نگريست. يكى اينكه به آمارهاى رسمى و غيررسمى موجود مراجعه كنيم و ديگر اينكه ببينيم سخن ناشران، نويسندگان و مترجمان چيست. آمارهاى رسمى كه از سوى وزارت ارشاد اعلام مى شود از پايين بودن سرانه مطالعه در كشور حكايت دارد. يعنى در خوشبينانه ترين وضعيت، آنگونه كه تاكنون اعلام شده سرانه مطالعه در كشور ۴ دقيقه در شبانه روز است. اين موضوع براى كشورى با سابقه فرهنگى و تمدنى ما كه قصد دارد الگوى مناسبى از مديريت اسلامى نيز ارائه بدهد چندان مناسب نيست. بنابراين لازم است براى اين موضوع حتماً چاره اى انديشيده شود. از سوى ديگر وقتى به سخن ناشران توجه مى شود آنها نيز شكايت هايى دارند. هم اكنون تيراژ كتاب در كشور ۲ تا ۳ هزار نسخه است يا وقتى به زندگى نويسندگان و اهل قلم مراجعه مى كنيم درمى يابيم كه هيچكدام از آنها قادر به امرار معاش صرفاً از اين طريق نيستند.

يك محقق يا نويسنده يك سال عمر خود را براى تحرير كتاب تحقيقى خوب در حد ۱۰۰ صفحه صرف مى كند. نهايت قيمتى كه براى آن كتاب در نظر گرفته مى شود ۷۰۰ تا ۱۰۰۰ تومان است. اگر در خوش بينانه ترين حالت اين كتاب با تيراژ ۵ هزار نسخه منتشر شود و ۲۰ درصد قيمت پشت جلد هم به سهم نويسنده اختصاص يابد تنها حدود يك ميليون تومان و در واقع كمتر از ۱۰۰ هزارتومان در ماه نصيب او خواهد شد. چون اقتصاد نشر نيز در كشور ما دچار مشكل است. بنابراين از اينكه وضعيت نشر در كشور ما جايگاه مناسبى ندارد نمى توان خوشحال بود البته در ۲ تا ۳ سال گذشته شهردارى تهران به كمك صنعت نشر شتافت و از طريق خريد كتاب و تجهيز كتابخانه هاى مدارس، مساجد و ساير مراكز سعى كرده به رونق فرهنگ كتابخوانى و اقتصاد نشر كشور كمك كند يا امسال كه رئيس جمهور محترم دستور خريد و اهداى كتاب به مدارس سراسر كشور را صادر كردند، اگر اين اتفاق به مرحله اجرا برسد سال ۸۵ براى صنعت نشر كشور، سال طلايى و خوبى خواهد بود البته همه اينها بجاست ولى از همه بهتر موقعى خواهد بود كه مردم در فروشگاههاى كتاب حضور يابند و كتاب را بخرند.

با توجه به استانداردهاى جهانى سرانه مطالعه [بين ۸ تا ۱۰ ساعت در شبانه روز] و وضعيت كشور ما كه ۳ تا ۴ دقيقه است شما چه عواملى را سبب اين موضوع مى دانيد، بخصوص كه سبب شده ما با سابقه طولانى فرهنگى در كنار كشورهايى چون افغانستان و بنگلادش قرار بگيريم؟

دو نكته را بايد از هم تفكيك كنيم. اولاً بايد مشخص شود كه اين ۷ تا ۸ ساعت مطالعه، كتابهاى غيرآموزشى را دربرمى گيرد يا مطالعه كتابهاى آموزشى و نشريات هم جزو آن هست كه اكنون بحث ما فقط كتابخوانى است. ثانياً با توجه به اينكه بيش از ۷۰ تا ۸۰ درصد جمعيت كشور ما با سواد هستند بايد تلاش كنيم تا كتاب به داخل خانواده ها راه پيدا كند كه البته در اين زمينه تاكنون پژوهش ها و گفت وگوها با كارشناسى زيادى صورت گرفته است. شايد مناسب اين است كه سال ۸۵ سال جمع بندى و استفاده از تمام اين بحثها و تحقيقات باشد. من در جلسه افتتاحيه نمايشگاه «ياد يار مهربان» كه وزراى محترم آموزش و پرورش و ارشاد هم حضور داشتند، عرض كردم شايد مناسب باشد كه ما به فكر طرح جامع كتاب و نشر باشيم كه در آن به نويسنده، مترجم، ناشر و خواننده توجه شود.

اينكه ما هر از گاهى تعدادى كتاب خريدارى و اهدا كنيم يا به نويسندگان وام بدهيم كار پسنديده اى است ولى بايد مجموع اين فعاليت ها در قالب يك طرح جامع با زمان بندى مشخص به نحوى ديده شود كه فرهنگ مطالعه در جامعه ارتقا پيداكند و كارها براساس آن پيش برود. درخصوص بخش دوم سؤال كه چرا وضعيت كشور ما اينگونه نشده نيز مباحث كارشناسى متعددى صورت گرفته است. برخى معتقدند فرهنگ ما بيشتر متكى بر فرهنگ شفاهى است تا مكتوب، بنابراين ما بيشتر اطلاعات موردنياز خود را از طريق شنيده ها و گفته ها گردآورى مى كنيم. برخى ديگر معتقدند گسترش سريع راديو و تلويزيون در كشور سبب كاهش مراجعه مردم به رسانه هاى مكتوب شده است.

البته برخى هم گرانى كتاب را عامل اين معضل مى دانند كه اين دليل هم مانند دلايلى كه عرض شد قابل نقد است. مثلاً در اين مورد مى بينيم كه مردم هزينه زيادى را براى خريد تنقلات صرف مى كنند. در حالى كه همه آنها ارزش دانايى را قبول دارند و نقش كتاب در افزايش علم و آگاهى را مى دانند. بنابراين نمى توان به يك عامل خاص دراين خصوص اشاره كرد. به اعتقاد من بايد اكنون كليه مباحث كارشناسى كه طى سالهاى گذشته صورت گرفته، جمع آورى شوند و به يك جمع بندى مشخص برسند و پس ازتصويب در شوراى عالى انقلاب فرهنگى، دولت يا مجلس و تعيين سهم هركدام از دستگاههاى دولتى، مدارس، دانشگاهها و حوزه هاى علميه، مراحل اجرايى كار آغاز شود.

آيا در اين خصوص ضرورتى وجودندارد كه نهادى براى تدوين قوانين مربوط به كتابخوانى و ساير فعاليت هاى اين حوزه تشكيل شود؟

تجربه حل مشكل از طريق ايجاد سازمان در كشور ما براى حل يك مسأله تجربه موفقى نبوده است. يعنى جز اينكه اين سازمانها خود به يك بدنه متورم سنگين تبديل شوند كه فقط بودجه كشور را مى بلعند و موازى با ساير مراكز حركت مى كنند اثر ديگرى نداشته است. به نظر من نيازى به تشكيل سازمان جديد نيست. شايد مناسب باشد در حيطه كارى شوراى عالى انقلاب فرهنگى كميته يا شورايى براى پيگيرى اين مشكل تعيين شود تا هم به توليد فكر كند و هم سهم سازمانهاى دولتى و غيردولتى را ازنظر وظايف مشخص كند. ولى اگر قصد اين باشد كه سازمانى عريض و طويل نظير آنچه اكنون با آن مواجه هستيم تبديل شود، تنها بارمشكلات را سنگين تر كرده است.

بيشتر فعاليت هايى كه درخصوص بهبود وضعيت كتابخوانى در كشور صورت گرفته در تهران متمركز بوده است. مثلاً نمايشگاه بين المللى كتاب كه بزرگترين اتفاق فرهنگى كشور است سالى يكبار در تهران برگزارمى شود يا كمتر افراد جامعه از زمان برگزارى هفته كتاب آگاهى دارند. شما به عنوان مشاور فرهنگى رئيس جمهور چه برنامه هايى را براى بهبود اين وضعيت مطرح كرده ايد؟ بله! متأسفانه برگزارى نمايشگاه در تهران مشكلاتى را به همراه داشته است چرا كه مردم مجبورند از اقصى نقاط كشور با مشقت فراوان به تهران مراجعه كنند و حتى ممكن است موفق به خريد كتاب هم نشوند.

ازسوى ديگر اين كار پرهزينه اى است و همه نمى توانند از اين موقعيت استفاده كنند. خوشبختانه اكنون فناورى هاى نوين باعث راحتى كارها شده است. چندى پيش، پيشنهادى مبنى بر طرح بانك جامع اطلاعات علمى _ فرهنگى در كشور را ارائه كردم. در صورت شكل گيرى چنين بانك اطلاعاتى طبيعتاً مى توانيم تمام اطلاعات موردنياز را از اين طريق دراختيار همه مردم قرار دهيم. البته اين يك بخش كار است. به نظر من اگر در مردم عطش ايجاد شود و اطلاع رسانى خوبى صورت بگيرد آثار و نتايج بهترى به همراه خواهدداشت. الآن وقتى كتابى منتشر مى شود بجز عده قليلى از خواص، افراد ديگرى از انتشار آن آگاه نمى شوند. اگر اين اطلاعات به سرعت در كشور منتشر و عطش كارهاى فرهنگى ايجاد شود.

همين اهرمى خواهدشد تا امكانات هرچه سريعتر در مناطق مختلف توزيع شوند. بنابراين يكى از راهكارهاى خيلى مهم، طرح جامع اطلاعات علمى، فرهنگى كشور است. اكنون خيلى از تحقيقات به دليل كمبود منابع، ناقص انجام مى شود. درحالى كه با اجراى اين طرح، مى توان به پژوهشهاى قابل اعتمادترى دست يافت. گام بعدى كمك به توسعه فروشگاههاى عرضه محصولات فرهنگى است. البته اكنون اين فروشگاهها در كشور وجوددارند. منتها بايد يك شبكه مناسبى با كمك بخش غيردولتى به وجودآيد تا توليدات فرهنگى را به طور مرتب به سراسر كشور ارسال كند.

درحال حاضر دسترسى به اينترنت پرسرعت، بيشتر درتهران امكانپذير است و شهرستانها از آن محرومند. فروشگاههاى كتاب و كتابخانه ها نيز در شهرستانها از وضعيت مناسبى برخوردار نيستند. در اين خصوص صدا و سيما نقش مهمى را مى تواند ايفاكند ولى با بررسى عملكرد چندساله اين رسانه، كارنامه موفقى را نمى توان براى آن متصور شد. به عنوان مثال كتابهاى منتخب سال كشور چندبار از اين طريق به مردم معرفى شده اند؟

بله! من هم قبول دارم كه دسترسى به اينترنت در تهران آسانتر از ساير شهرهاست ولى خوشبختانه الآن تمام شهرها از اين امكانات برخوردار هستند. اگر دواير دولتى هم در راستاى راه اندازى خدمات اينترنتى در كتابخانه هاى كشور فعاليت كنند، بسيارى از مشكلات در شهرستانها هم رفع خواهد شد. در خصوص رسانه ها هم بايد اذعان كرد كه آنها نقش خود را به خوبى ايفا نمى كنند. نه مطبوعات ما در مورد كتاب آنطور كه شايسته است عملكرد خوبى دارند و نه صدا و سيما، متأسفانه الآن رسانه هاى ما به دنبال آن هستند كه مردم را به سمت خود جلب كنند و كمتر حاضرند آنها را به سوى ساير توليدات و برنامه هاى فرهنگى مفيد هدايت كنند. اگر رسانه ها به اين سمت و سو حركت كنند، بيشتر به رسالت خود عمل كرده اند.

رسانه ها بخصوص صدا و سيما كارهاى زيادى مى توانند انجام دهند. زمانى من ۱۱محور را به رياست محترم صدا و سيما پيشنهاد كردم و على رغم تأكيدى كه ايشان بر اجراى آن داشتند ولى هنوز متأسفانه به مرحله اجرا نرسيده است. اگر يك كتاب يا دايرةالمعارف در كشور توليد مى شود حتماً بايد از سرويس هاى خبرى مختلف مطرح شود چون توليد يك كتاب در حد يك اختراع است. كتاب را حتى مى توان در سريالها و فيلمهاى توليدى جزو ضروريات خانوده ها به حساب آورد. از سوى ديگر نبايد به كتاب بى حرمتى شود و مثلاً در صحنه اى از فيلم آن را به سوى كسى پرتاب كنند.

اينها نكاتى است كه بايد رعايت شود. ما هم اكنون برنامه هاى محدودى را شاهد هستيم كه برخى اساتيد، به معرفى كتاب مى پردازند كه جزو كم مخاطب ترين برنامه ها هم محسوب مى شوند در حالى كه در برخى كشورها برنامه هاى معرفى كتاب به دليل استفاده از قالبهاى مورد پسند جامعه جزو پربيننده ترين هاست.

آيا دليل آن را نمى توان اتخاذ شيوه اى خاص از سوى صدا و سيما و عدم معرفى كتابهاى تمامى طيفهاى جامعه دانست؟

فقط بحث معرفى كتابهاى خاص نيست بلكه قالب برنامه هم مهم است. زمانى كه من در صدا و سيما حضور بيشترى داشتم از مركز پژوهشهاى سيما خواستم كه برنامه هاى معرفى كتاب را از شبكه هاى تلويزيونى كشورهاى مختلف شناسايى و تجزيه و تحليل كنند و بر مبناى آن، مدلهاى بومى شده اى را براى معرفى كتاب در تلويزيون براى كشورمان ارائه بدهند. حاصل ماهها زحمت دوستان به شكل كتاب به چاپ رسيد كه اكنون هم موجود است. پس ما مشكل روش نداريم.

از طرف ديگر در كشور ما كتاب خوب به اندازه كافى توليد مى شود كه اگر هر روز هم تلويزيون به معرفى آن بپردازد كم است.اين اقدام نيازمند يك ساز و كار اساسى است. به اعتقاد من شايد لازم باشد در رسانه، گروهى مأمور پيگيرى اين كار شوند. الآن اگر صدا و سيما مصمم است مشكل مطالعه را در كشور حل كند بايد به تشكيل اين گروه خاص اقدام كند. اين گروه مى تواند متشكل از عوامل توليد شبكه هاى مختلف و كارشناسان بيرونى باشد تا با انجام تحقيقات و بررسى هاى لازم به توليد برنامه اقدام كنند.

زمانى كه در صدا و سيما حضور داشتيد چقدر به اين موضوع توجه داشتيد؟

من در سالهاى اخير مسؤوليت اجرايى در صدا و سيما نداشتم ولى در سمت مشاوره كه حضور دارم برنامه هايى را پيشنهاد دادم كه برخى از آنها به مرحله اجرا رسيد.

بحث مميزى چقدر در كاهش ميزان مطالعه مؤثر است چون قطعاً با اين كار خود به خود گروهى از مخاطبان حذف مى شوند؟

در خصوص مميزى دوبحث مطرح است. اول اينكه نگاه حكومتى به توليد كالاى فرهنگى داشته باشيم خوشبختانه نظام سياستى كه دارد معمولاً در انتشار كتاب خيلى سختگيرى نمى كند چون معتقد است باب تعاطى و گفت وگو بايد باز بماند و مردم براساس رهنمود قرآنى «فبشر عبادالذين يستمعون القول فيتبعون احسنه» به انتخاب برتر برسند. پس يك بحث، بحث آزادى انتشارات است كه به نظر من نظام اساساً موافق آن است. بحث دوم هم اين است كه حكومت بايد از چه كتابهايى حمايت كند. طبيعتاً حكومتها داراى اهدافى هستند و براى رسيدن به آن اهداف از ابزارهاى مختلفى كمك مى گيرند.

برخى اقدامات را مستقيماً خود بر عهده مى گيرند و برخى را نيز از طريق سياستهاى حمايتى مورد توجه قرار مى دهند. بنابراين در بخش كتاب و كتابخوانى نيز، توليداتى مورد حمايت قرار مى گيرند كه در راستاى اهداف علمى و فرهنگى نظام حركت كنند. صدا و سيما نيز با همين استدلال، هر كتابى را كه در جهت اهداف و مأموريتهاى خود ببيند حمايت مى كند كه كار درستى هم به نظر مى رسد.

در نگاه حكومت به آزادى نشر، حرفى نيست اما در مراتب پايين تر از جمله افرادى كه در بخش مميزى فعاليت مى كنند اين نگرانى وجود دارد كه آنها نظر شخصى خود را اعمال كنند؟

اين كار غلطى است كه نظرات شخصى عامل مميزى كتاب باشد. بايد ملاكها و معيارها داورى كند. البته كسانى كه براى بررسى كتاب دعوت مى شوند هم حتماً بايد افرادى هوشمند و كتاب شناس باشند. امروزه هر كارى نياز به تخصص دارد. كتاب شناسى از اين قاعده مستثنى نيست. ما نبايد افرادى را كه خبير و بصير نيستند براى ارزيابى كتاب انتخاب كنيم البته شنيده ام كه در دوره جديد به اين ظرافتها توجه بيشترى مى شود.

برخى اوقات سياستهايى اتخاذ مى شود كه حرف و حديثهاى بسيارى به دنبال دارد. اخيراً در اخبار اعلام شد كه سازمان چاپ و انتشارات وزارت ارشاد بيش از ۱۲ميلياردتومان كتاب را مدتهاست انبار كرده و از توزيع آن خوددارى مى كند چون فاقد محتوا هستند. واقعاً چرا نظارت كافى در اين خصوص صورت نمى گيرد؟ البته من از صحيح بودن اين اعداد و ارقام مطلع نيستم ولى وزارت ارشاد از طريق خريد كتاب هم به ناشر كمك مى كند، هم به تجهيز كتابخانه هاى كشور. كما اينكه در طرح اخير ياد يار مهربان بيش از ۵۰۰ميليون تومان به مدارس تهران كتاب اهدا كرد.

اخيراً رئيس كميسيون فرهنگى مجلس، خواستار بازنگرى در قانون مميزى شده بود. آيا اين به معناى نقص در قانون مميزى نيست؟

تا جايى كه اطلاع دارم ما از نظر قانون در كشور مشكلى نداريم بلكه مشكل ما اشخاص فعال دراين عرصه هاست. مهم اين است اشخاصى كه براى اجراى قانون انتخاب مى شوند شايستگى لازم را داشته باشند. يعنى نه از يك طرف بى اعتنا به اصول و ارزشها و معيارهاى جامعه باشند و نه از طرف ديگر آنقدر قافيه را تنگ كنند كه فقط به تعداد معدودى اجازه انتشار كتاب داده شود. خيلى هم نبايد اين بحثها را تبليغاتى و سياسى كنيم. دوستان ما در مجلس يا مراكز ديگر نبايد با اين موضوع سياسى برخورد كنند اگر نظرى دارند مى توانند خيلى سريعتر از راههاى قانونى كه در اختيار دارند عمل كنند مثلاً مى توانند؛ دعوت وزير ارشاد به كميسيون فرهنگى و گفت وگو به راه حل هايى برسند. ارتباط كميسيون فرهنگى مجلس و وزارت ارشاد يك ارتباط نزديكى است و بنابراين نيازى به گفت وگو از طريق رسانه ها نيست.

اين كارها ممكن است طرفين ماجرا و صنعت نشر را به التهاب بكشاند. درآيين نامه شوراى عالى انقلاب فرهنگى به مميزى پيش از چاپ كتاب بزرگسالان اشاره اى نشده اما براين موضوع درخصوص كتابهاى كودكان و نوجوانان تأكيد شده است. از طرفى در دولت قبل، به تعدادى از ناشرين اجازه چاپ كتاب با اين شيوه داده شد و مشكلى هم پيش نيامد.

به نظر شما آيا وجود مميزى، باعث دامن زدن به بى اعتمادى در جامعه نمى شود؟

ما كه در مورد نوشابه ها و مواد خوراكى ، استانداردهايى را تعريف مى كنيم تا از ورود آسيب به جامعه و بيمارى جسم مردم جلوگيرى شود طبيعى است در بعد فرهنگى نيز بايد حساسيت داشته باشيم. اهميت سلامت روحى و روانى كمتر از اهميت جسم آنها نيست نمى توان اين گونه مطرح كرد كه ابتدا كتابها چاپ و در جامعه توزيع شوند و پس از آنكه تأثير خود را به جا گذاشتند نسبت به جمع آورى آنها اقدام كنيم .

شايد در يك شرايط آرمانى كه حجم آثار علمى - فرهنگى و توليدى كشور به حدى برسد كه معدود آثار نامناسب در ميان آنها چندان به نظر نيايد، مميزى معنا و مفهومى نداشته باشد ولى اكنون كه هنوز توان توليد آثار فاخر فرهنگى در كشور ما چندان بالا نيست تا اين گونه آثار حجم بالايى از انتشارات را به خود اختصاص دهد لازم است كه دولت براين موضوع نظارت كافى داشته باشد منتها در بحث نظارت همانطور كه گفتم ، هوشمندى ناظران بسيار مهم است. بايد طورى عمل كنند تا از يك سو مانع بروز خلاقيت ها و ابتكارات نشوند و از سوى ديگر به هرج و مرج و بى مبالاتى در جامعه دامن نزنند.

براى بحث نظارت هم طرحها و راهكارهاى مختلفى وجود دارد مثلاً برخى معتقدند به جاى اينكه يك اداره اى با عنوان رسيدگى به كتاب وجود داشته باشد كه طى آن تعدادى انگشت شمار با زحمت فراوان و ساعتها به مطالعه كتاب بپردازند و به دليل خطاهاى ناشى از خستگى كار ،دچار اشتباهاتى نيز شوند بهتر است كارشنان علمى و فرهنگى همچون كارشناسان رسمى دادگسترى در جامعه مورد شناسايى قرار گيرند و كار ارزيابى كتاب به آنها واگذار شود. اين كار هم باعث جلوگيرى از توزيع كارهاى غيرعلمى و خلاف واقع در بين مردم مى شود و هم دايره انتخاب ناشرين را گسترش مى دهد. از سوى ديگر مى توان مانع از انتظار طولانى ناشر براى بررسى كتابها شد و اين اختيار را به او داد تا كتاب را براى بررسى در ميان اشخاص واجد شرايط به شخصى كه موردنظر خودش است بسپارد.

از اين طريق ، اصول موردنظر وزارت ارشاد نيز رعايت مى شود چون ناظران و كارشناسان، امين و منتخب خود وزارت ارشاد هستند. همانطور كه مطرح كرديد ما مشكل قانون نداريم. اگر مشكلى هم درخصوص چاپ كتاب به وجود آيد ، مدعى العموم سريعاً مى تواند نسبت به اين موضوع اعتراض و شكايت كند. وقتى اين اختيار هست پس وجود قانون موازى چه ضرورتى دارد؟ خيلى هم خوب نيست كه ما هر روز پاى اهل فرهنگ را به محاكم بكشانيم. يكى از وظايف نظام، پيشگيرى از وقوع جرم است قبلاً هم گفتم ممكن است زمانى ما به موقعيتى برسيم كه اصلاً نيازى به مميزى نداشته باشيم. هميشه گفته مى شود كه پيشگيرى بهتر از درمان است. در برترى اين شيوه شكى نيست. چون هم باعث صرفه جويى در هزينه چاپ مى شود و هم امكانات و منابع ملى و وقت افراد تلف نمى شود.

لذا حتماً بايد به گونه اى حساب شده عمل كنيم. شايد بعضى اوقات به دليل تنگ نظرى ها يا افراط و تفريطى كه دولتها چه در گذشته دورتر و چه بعد از انقلاب نسبت به موضوع مميزى داشته اند تصور نادرستى از آن در جامعه شكل گرفته است در حالى كه اگر مميزى يك شكل علمى به خود بگيرد ،ناشران داوطلبانه كتاب را براى بررسى به كارشناسان ارائه خواهند داد همانگونه كه در خصوص تحويل كتاب به ويراستار اين گونه عمل مى كنند.

آيا مصوبه اخير دولت مبنى بر عدم انتشار نشريات داخلى و نيز كاهش سهميه كاغذ مطبوعات از سوى وزارت ارشاد تأثيرى بر سرانه مطالعه در كشور ندارد؟

منظور دولت عدم انتشار نشريات داخلى وزارتخانه نيست بلكه ضابطه مند كردن انتشار آنها و عمل به قانون است. به ويژه اين كه بسيارى از اين نشريات كاركرد مناسبى هم ندارند در مورد سهميه كاغذ هم من اطلاع دقيقى ندارم اما فكر مى كنم چنانچه دولت به جاى تأمين كاغذ چاپ كتاب به منظور حمايت از ناشرين و كتابهاى مناسب ناشرين را در تيراژهاى مناسب خريدارى كند هم به نشر علم كمك كرده هم از ناشر و نويسنده حمايت كرده و هم عملاً جلوى بسيارى از رانت خواريها را گرفته است.

شما ببينيد وقتى به دليل حمايت ارشاد در قالب دادن كاغذ ارزان قيمت و يا رايگان موجب پايين آمدن قيمت كتاب مى شود اول كسى كه متضرر مى شود نويسنده و يا مترجم است چرا كه سهم نويسندگان و مترجمين از كتاب درصد ثابتى از قيمت پشت جلد آن است. ضمن اين كه اين شيوه جلوى بسيارى از زد و بندها در بازار خريد و فروش كاغذ را نيز مى گيرد.

   
راهنماي سايت
كتاب
مقالات
پيش از مرگ بايد خواند
گزارشات
جان کلام
نقد و ادبيات
تاريخ سينما
شاهنامه خوانی
داستان های کوتاه
امثال و ادبيات كهن
افسانه ها و فرهنگ توده
آی کتاب پلی است بین پدیدآورندگان
کتاب و خوانندگان آثارشان
پیگیری و سفارش تلفنی
88140837