جستجو براي:  در 
صفحه کلید فارسی
پ 1 2 3 4 5 6 7 8 9 0 Back Space
ض ص ث ق ف غ ع ه خ ح ج چ
ش س ي ب ل ا ت ن م ك گ
ظ ط ز ر ذ د ء و . , ژ
       جستجوی پیشرفته کتاب
  18/09/1401
نویسندگان   ناشران   بانک کتاب   فروشگاه
 
 
مدیریت مقالات > ضرب المثل

جدمان قصاب بود...
گروه: ضرب المثل

هنگامي كه يك نفر داوطلب انجام كاري شود كه نه از عهده‌اش برآيد نه سررشته‌اش را داشته باشد و عاقبت هم آن كار را خراب كند و ضرر هم ببيند آنان كه درباره او «گاف» مي‌زنند و صحبت مي‌كنند از سر تمسخر اين مثل را مي‌زنند.
مي‌گويند خر پير و از كار افتاده‌اي را كه ديگر هيچ كاري ازش ساخته نبود در صحرا ول كرده بودند. يك گرگي او را ديد و در كمينش ...

دروازه را مي توان بست...
دختر سعدي
خوش درخشيد ولي دولت مستعجل بود
خودم جا، خرم جا
خوان يغما
مرغ از قفس پريد
مدينۀ فاضله
مجذوب و مرعوب
مجاهد روز شنبه
مثل كبك سرش را زير برف مي كند
ماهي از سر گنده گردد ني ز دم
ماستها را كيسه كرد
ماست و دروازه
ماستمالي كردن
ما را ازين نمد كلاهي است
ليلاج
لولو
لوطي خور كردن
خط و نشان (+)
خط 9

  1  2  3  4  [5]  6  7  8  9  10    >>    اولین صفحه   صفحه قبلی   صفحه بعدی   آخرین صفحه
فهرست از 81 تا 100 از مجموع 394 مورد

راهنماي سايت
كتاب
مقالات
پيش از مرگ بايد خواند
گزارشات
جان کلام
نقد و ادبيات
تاريخ سينما
شاهنامه خوانی
داستان های کوتاه
امثال و ادبيات كهن
افسانه ها و فرهنگ توده
آی کتاب پلی است بین پدیدآورندگان
کتاب و خوانندگان آثارشان
پیگیری و سفارش تلفنی
88140837