جستجو براي:  در 
صفحه کلید فارسی
پ 1 2 3 4 5 6 7 8 9 0 Back Space
ض ص ث ق ف غ ع ه خ ح ج چ
ش س ي ب ل ا ت ن م ك گ
ظ ط ز ر ذ د ء و . , ژ
       جستجوی پیشرفته کتاب
  13/03/1399
نویسندگان   ناشران   بانک کتاب   فروشگاه
 

 
مدیریت مقالات > شاهنامه

گشتاسب در شاهنامه
گروه: شاهنامه

گشتاسب يا كي گشتاسب شاهنامه را ، ابتدا به روايت دقيقي و سپس به نقل فردوسي مي شناسيم . او پسر لهراسپ پسر كي پشين پسر كي قباد است كه دقيقي مي گويد پس از آنكه كيخسرو از كار دنيا خسته شد پادشاهي را به لهراسپ سپرد كه دو پسر به نامهاي گشتاسپ و زرير داشت . گشتاسپ در جواني تقاضاي تاج و تخت از پدر كرد و چون آرزويش برآورده نشد به روم رفت و در آنجا پس از رنج و سختي فراوان با كتايون دختر قيصر كه دلباخته او شده بود ازدواج كرد و سپس به تحريك خود قيصر روم را به جنگ با ايرانيان كشاند ولي لهراسپ به عوض جنگ تاج خود را به وسيله زرير براي گشتاسپ فرستاد و به اين ترتيب خود از پادشاهي كناره گرفت و پسرش را بر تخت نشاند .

گشتاسپ از كتايون صاحب دو پسر بنامهاي اسفنديار و پشوتن شد و در زمان او زرتشت ظهور كرد و دين خود را آشكار ساخت . گشتاسپ به اين دين گرويد و آتشكده ها برپا داشت و پسرش اسفنديار را براي شناساندن دين بهي به گرد جهان فرستاد و خود نيز به همين منظور به زابلستان رفت . او پس از مدتي به بدگويي گرزم نامي به اسفنديار بدگمان شد و دستور داد تا او را در گنبدان دژ زنداني كنند . ارجاسپ پادشاه توران كه از گسترش آيين نو خشمگين بود چون ديد اسفنديار در زندان گشتاسپ در زابل است و بلخ از وجود پهلوانان خالي مانده با سپاهش رو به بلخ گذاشت و كاخ و ايوان و آتشكده آنجا را به آتش كشيد و لهراسپ پير را كه ناگزير سلاح به دست گرفته و به جنگ آمده بود كشت و اوستا و پرستشگاه را سوزاند و هشتاد تن از موبدان را كه سرگرم نيايش بودند سربريد و هماي و به آفريد و دختران گشتاسپ را به اسيري برد .

گشتاسپ پس از شنيدن اين خبر همراه با زرير و پسرانش فرشيد ورد و نستور به كارزار آمد ولي در اين جنگ ايرانيان شكست خوردند و سي و هشت تن از پسران گشتاسپ و بسياري ديگر از ايرانيان كشته شدند . گشتاسپ فراري شد و به كوهي پناه برد . ارجاسپ آن كوه را محاصره كرد . گشتاسپ از سر درماندگي وزيرش جاماسپ را با لباس مبدل براي آزاد كردن اسفنديار به گنبدان دژ فرستاد و اسفنديار پس از آزادي رو به سوي كوه آورد و بسياري از تورانيان را كشت و ارجاسپ را فراري داد ؛ سپس براي رهانيدن خواهران به توران رفت . او در اين راه از هفت خوان گذشت و با لباس بازرگانان به روئين دژ وارد شد و آنجا را فتح كرد و ارجاسپ را كشت و خواهران را آزاد ساخت و پيش پدر بازگشت . گشتاسپ كه تاآن زمان چند بار وعده تاج و تخت را به اسفنديار داده و هربار به نوعي سر از اين كارباز زده بود اين بار نيز شرط سپردن پادشاهي به اسفنديار را به بند كشيدن رستم و آوردن او به بارگاه قرار داد و به اين ترتيب اسفنديار را به دنبال سرنوشتي نه چندان معلوم به زابلستان فرستاد .

در آنجا نه اسفنديار گوش به پندهاي رستم داد و نه رستم گردن به بند اسفنديار سپرد . در نتيجه جنگي بين دو پهلوان درگرفت كه اسفنديار در آن كشته شد . گشتاسپ پس از صد و پنجاه سال زندگاني بهمن پسر اسفنديار را به تخت نشاند و خود چشم از جهان فرو بست .

قسمت قبل   قسمت بعد
راهنماي سايت
كتاب
سفارش كتاب بدون عضويت
پيگيري كتاب بدون عضويت
پيش از مرگ بايد خواند
مقالات
گزارشات
جان کلام
نقد و ادبيات
تاريخ سينما
شاهنامه خوانی
داستان های کوتاه
امثال و ادبيات كهن
افسانه ها و فرهنگ توده
آی کتاب پلی است بین پدیدآورندگان
کتاب و خوانندگان آثارشان
پیگیری و سفارش تلفنی
77605503
77635308