جستجو براي:  در 
صفحه کلید فارسی
پ 1 2 3 4 5 6 7 8 9 0 Back Space
ض ص ث ق ف غ ع ه خ ح ج چ
ش س ي ب ل ا ت ن م ك گ
ظ ط ز ر ذ د ء و . , ژ
       جستجوی پیشرفته کتاب
  11/07/1401
نویسندگان   ناشران   بانک کتاب   فروشگاه
 
 
مدیریت مقالات > افسانه ها و فرهنگ توده

مفاهيم نوروز
گروه: افسانه ها و فرهنگ توده

آيين هاي نوروزي توسط تك تك ايراني ها اجرا مي شود، اما كمتر كسي مي داند كه اين رسوم از كجا آمده و چه حكمتي دارد. درباره برخي از اين رسوم، زمان و نحوه پيدايش آن اطلاعات كاملي در دست نيست و اجماع نظر وجود ندارد. آيين هاي نوروزي به دو دسته رسوم پيش از نوروز و رسوم پس از شروع عيد قابل تقسيم اند. برخي از اين رسوم امروزه اجرا نمي شوند ولي بيشتر آنها دربين مردم رواج دارد.
_ پنجه
جشن پنجه يكي از آيين هاي پيش از نوروز است كه امروزه ديگر اجرا نمي شود. اين رسم مربوط به پنج روز آخر سال است كه توسط ايرانيان باستان جشن گرفته مي شد. اين جشن كه پنجه نام داشته جشني عمومي براي عامه مردم بوده است. "محمود روح الاميني"، مردم شناس معاصر درباره پنجه مي نويسد: بنابر سالنماي كهن ايران، هر يك از دوازده ماه سال سي روز است و پنج روز باقي مانده سال پنجه، پنجك، خمسه مسترقه، پيتك نام دارد. ايرانيان اين پنج روز را همزمان با يكي از جشن هاي ششگانه، جشن مي گرفتند.
جشن پنجه تا سال 1304 كه تقويم رسمي 6 ماه اول سال را سي و يك روز قرار داد، جشن مي گرفتند.

_ مير نوروزي
اين جشن پنج روزه آيين هاي ويژه اي نيز داشته است كه مير نوروزي يكي از آنهاست. مردم در اين روزها براي شوخي و سرگرمي، حاكمي انتخاب مي كردند كه كارهاي احمقانه مي كرد و دستورات خنده دار مي داد. مردم هم اين حاكم پنج روزه را مسخره مي كردند و آزار مي دادند. مير نوروزي در آخرين روز پنجه از دست مردم پا به فرار مي گذاشت. مير نوروزي و حكومت پنج روزه اش در نوشته هاي شعرا و نويسندگان قديم مانند حافظ و ابوريحان بيروني آمده است.

_ چهار شنبه سوري
چهارشنبه سوري از رسوم پر طرفدار پيش از نوروز است. اين رسم كه به دليل پيشرفتهاي صنعتي و محدود شدن فضاهاي باز و طبيعي، شديدا تغيير شكل داده است، در سالهاي اخير با سر و صداي بيشتر و آتش افروزي كمتر برگزار مي شود.
در زمان گذشته در غروب آخرين سه شنبه سال، بيرون از خانه ها آتش روشن مي كردند و اثاثيه كهنه اي را كه در خانه تكاني دور انداخته بودند در آتش مي سوزاندند. زن و مرد و پير و جوان در اين روز از روي آتش مي پريدند و با خواندن شعر "زردي من از تو، سرخي تو از من" بيماري ها و رنج ها را در آتش مي انداختند. برافروختن آتش يكي از ويژگي هاي ايرانيان زردشتي بوده است و رسم روشن كردن آتش پيش از سال نو از ابتدا وجود داشته، اما زمان آن مطمئنا تغيير كرده است.
مورخان معتقدند اين رسم ارتباطي با چهارشنبه آخر سال نداشته است. دكتر ابراهيم پورداوود معتقد است: آتش افروزي ايرانيان از رسوم ديرينه است اما قرار گرفتن آن در چهارشنبه آخر سال پس از اسلام رسم شده است . چرا كه ايرانيان شنبه و چهارشنبه نداشتند (در آن زمان هر يك از روزهاي ماه نام خاصي داشت و روزهاي هفته نامي نداشتند) روز جهارشنبه نزد عربها روز نحسي است و اين است كه ايرانيان آيين آتش افروزي پايان سال را به شب آخرين چهارشنبه انداختند تا از پيش آمدهاي بد سال نو و از آسيب و پليدي دور بمانند. دكتر روح الاميني، درباره چهارشنبه هاي ماه اسفند نوشته است: در برخي شهرهاي آذربايجان و زنجان هر كدام از چهارشنبه هاي ماه اسفند نام و رسوم خاص دارند.
نخستين چهارشنبه را موله مي گويند و به شستن و تميز كردن فرشهاي خانه اختصاص دارد. دومين چهارشنبه را سوله مي گو.يند و روز خريد وسايل و نيازمندي هاي عيد است. سومين چهارشنبه را گوله مي گويند و در آن روز براي سبزه گندم خيس مي كنند و آخرين چهارشنبه هم كوله (كهنه و فرسوده ) نام دارد و در آن روز آتش برپا مي كنند.

_ پنجشنبه آخر سال
در باورهاي ايرانيان باستان، نوروز جشن بازگشت فرورها (ارواح درگذشتگان) است. زردشتيان معتقدند، روان درگذشتگان هيچگاه از بازماندگاه قافل نمي شوند و هرساله در زمان عيد نوروز به خانه هاي خود بازمي گردند و ازاين روست كه بازماندگان در آخرين پنجشنبه سال بر سر گور رفتگان حاضر مي شوند و براي آنها خيرات مي دهند.

_ خانه تكاني
خانه تكاني نيز از رسوم پابرجاي نوروز است. تميز كردن خانه و بيرون بردن اثاثيه كهنه و غير ضروري قرنهاست كه در ايران اجرا مي شود. برخي باستان شناسان يكي از دلايل خانه تكاني را آماده كردن خانه براي پذيرايي از ارواح در گذشتگان مي دانند.

_ هفت سين
سفره هفت سين يكي از قديمي ترين و زيباترين نمادهاي نوروز است. سفره هايي كه با سيب، سماق، سمنو، سنجد، سبزه، سكه و سنبل تزيين مي شوند، درلحظه تحويل سال افراد خانواده را در كنار هم جمع مي كنند و تا پايان عيد گسترده مي ماند. درباره علت هفت تايي بودن و استفاده از حرف سين در اجزاي اين سفره نظر قطعي اي وجود ندارد. عده اي معتقدند هفت عدد مقدس و نمادي از هفت امشاسپند است. امشاسپندان فرشتگاني هستند كه در آيين زردشتي اهورامزدا در راس آنهاست و جهان با كمك آنها اداره مي شود.
برخي مورخان مي گويند: "سين مخفف سيني است". در نوروز، هفت سيني را براي هفت امشاسپند مي آراستند يا آنكه براي بركت و شگون در هفت سيني دانه هايي را كه بركت به سفره مي آورد، مي روياندند و آنگاه در سفره نوروزي مي گذاشتند. سين هايي كه در سفره هفت سين قرار مي گيرند، همگي نمادي از بركت، شادي، اميد و باروري هستند. سبزه و سمنو از گندم تهيه مي شوند و گندم مقدس ترين گياه است و جوانه گندم نماد باروري، رويش و وفور نعمت است.
سيب نماد باروري و زايش و همچنين نماد عشق و دلباختگي است و سكه علامت روزي و ثروت است. سير يك گياه طبي است و خواص درماني زيادي دارد، باوجود آنكه ايرانيان باستان بوي سير را اهريمني مي دانستند، اين گياه را به نشانه سلامتي در سفره مي گذاشتند. اجزاي ديگر هفت سين كه با سين شروع نمي شوند نيز سمبل پاكي، بركت و ادامه زندگي هستند.
تخم مرغ ساده ترين نماد زايش است، آيينه نشانه پاكي و وسيله اي است در آن مي توان زندگي و آينده را ديد. آب سنبل آناهيتا الهه آب است. ماهي موجودي است كه در اين سمبل زندگي مي كند و حياتش وابسته به آن است و در گذشته، غذايي كامل و اشرافي بوده است.
قديمي ها عقيده داشتند، زمين روي شاخ گاو بزرگي قرار دارد و در لحظه تحويل سال گاو زمين را از يك شاخ به شاخ ديگر پرتاب مي كند. بنابراين، تخم مرغي را روي آيينه مي گذاشتند و معتقد بودند در لحظه تحويل سال تخم مرغ تكان مي خورد.

_ عيد ديدني
ديد و بازديدهاي نوروزي كه از لحظه پس از تحويل سال آغاز مي شود، بازمانده از سنت بارعام پادشاهان است. در زمانهاي دور، پادشاهان در روزهاي نخست نوروز مردم را به حضور مي پذيرفتند و به آنها عيدي مي دانند. عوام نيز متقابلا براي پادشاه هدايايي مي بردند. در اين روزها مردم در دربار شاه مورد پذيرايي قرار مي گرفتند. امروزه رسم ديدار با پادشاه تبديل به رسم ديدار با بزرگان فاميل شده است و مردم هديه نوروزي را از بزرگان خانواده مي گيرند.

_ سيزده بدر
آخرين رسم نوروز، سيزده بدر است و در واقع اختتاميه عيد محسوب مي شود. در متون كهن كمتر به اين رسم اشاره شده است، اما گستردگي و همه گير بودن آن نشانه قدمت آن است. برخلاف ساير رسوم نوروزي كه تجملي و شاهانه بوده و از دربار به ميان مردم آمده است، سيزده بدر و گذارندن يك روز در طبيعت رسم مردم عادي بوده است، نه شاهان و اشراف.
اعتقاد به نحسي عدد سيزده نه تنها بين ايرانيان بلكه در ميان بيشتر ملل رواج دارد. ايرانيان براي آنكه نحسي اولين سيزده سال را از خود دور كنند، به دامان طبيعت پناه مي برند و در اين روز ديد و بازديد عيد صورت نمي گيرد.
سيزده بدر ، روز زندگي در پرديس در ايران باستان اين اعتقاد وجود داشت كه در هزاره سيزدهم تحت راهنمايي سوشيانس مردم دربهشت به زندگي خود ادامه مي دهند .
- ايران زمين از دير باز جايگاه زندگي قومي متمدن و با فرهنگ بوده است . اين تمدن با كاوشهاي به عمل آمده درمناطقي همانند "شهر سوخته " زابل از فدمتي بسيار بيشتر از ورود قوم" آريا" به اين سرزمين ، كه اكنون نام خود را نيز از نام قوم سكني گزيده در خود وام گرفته است ، بر خور دار است .

بسط و گسترش تمدن درايران كه با ورود قوم آريا از پيشرفتي چشمگير بر خوردار شد ، بستري مناسب براي رشد مفاهيم خاص و منحصر به فردي بوجود آورده است كه خصيصه هاي تمدن ايراني را شكل داده اند و به اين ترتيب اين تمدن را از ديگر تمدن هاي جهان متمايز كرده اند . از اين جمله مي توان به مفاهيم خاصي كه در تمدن ايراني به اعداد نسبت داده شده اند، ياد كرد . اعداد هفت، سه، سيزده و بسياري اعداد ديگر در ايران باستان مفاهيمي پيچيده از تاثيرات نجومي و پديده هاي جاري در قرنها و دوره ها را پذيرفته اند . جلوه بروني اين مفاهيم درنمايه هايي همچون هفت سين، هفت خوان رستم، هفت شهر عشق، هفت اورنگ و" سيزده به در "به طور روشن نمايان است.

سيزده به در يكي از سنت هاي رايج ايراني است كه از قدمتي زياد برخوردار است . اين سنت با فراگيري خود در كل پيكره اجتماعي ايران يك اسطوره معنايي در كنش و رويكردي هم گرا در سطح وسيع اجتماعي بوجود مي آورد .
در زمينه پيدايش نام" سيزده به در " در ميان آثار به جا مانده از گذشتگان اتفاق نظر محسوسي به چشم نمي خورد، ولي بايد اذعان داشت كه روز" سيزده به در" داراي جايگاه خاص تاريخي درميان اهالي ايران زمين بوده است تا آنجا كه در زمينه تبار شناسي "سيزده به در" بايد به اساطير قديمي بر جاي مانده در ايران رجوع كرد .

در اساطير ايران، عمر جهان هستي 12 هزار سال پيش بيني شده است .
پس از اين دوره جهان بسته مي شود و انسانها كه وظيفه شان ، جنگ عليه اهريمن است، با سپري شدن اين 12 هزار سال و ظهور سوشيانس ( ناجي موعود ) سر انجام به پيروزي و ظفر مي رسند . به نظر مي رسد ، عدد 12 از بروج دوازده گانه گرفته شده باشد . كه آگاهي نسبت به آنها نشان از وسعت دانش علمي ايرانيان در آن زمان در علم ستاره شناسي داشته است . به اين ترتيب ، در تقويم ايراني ، نخستين دوازده روزسال ، "جشن زايش انسانها"، تمثيلي از12 هزار سال زندگي و نبرد با اهريمن است و روز سيزدهم تمثيلي از هزاره سيزدهم و آغاز رهايش از جهان مادي است. به همين دليل نيز ، روز سيزدهم كه در واقع نمادي از زندگي انسان ها درپرديس است ، متعلق به ستاره باران انگاشته مي شد ، زيرا نزول باران بهاري باعث سر سبزي و طراوت زمين شده و نمايه اي از بهشت را بوجود مي آورد . اين اعتقاد در ايران باستان موجب مي شد ، سيزدهم نوروز ، روز ويژه طلب باران بهاري براي كشتزارهاي نودميده، انگاشته شود .

در اين روز ، از دير باز مردم ايران به دشت و صحرا مي رفتند تا با شكست ديو خشكسالي ، گوسفندي براي فرشته باران ، قرباني و بريان كنند تا اين فرشته كشت هاي نو دميده را از باران سيراب كند. البته بايد دانست كه تمدن ايراني تنها تمدني در جهان نيست كه از اين گونه ويژگي هاي فرهنگي برخوردار است بلكه با نگاهي علمي و دقيق به تمدن هاي ديگر نيز مي توان اشتراكات فرهنگي زيادي كشف كرد .
در همين زمينه دكتر بهرام فره وشي در كتاب «جهان فروري» به رابطه و اشتراك رسم سيزده بدر ايراني با جشن هاي كارناوالي در ميان ملل هند و اروپايي اشاره مي كند و مي نويسد: «خنده و شادي در جشن هاي بهاري ملل ديگر هند و اروپايي گاه جزيي از مراسم ديني است و بايد انجام شود و يكي از هدف هاي مراسم قديم كارناوالي كه در جشن هاي بهاري انجام مي شده و مي شود، پديد آوردن شادي در نهاد مردمان است كه بقاياي آن در مراسم عيد نوروزي و حاجي فيروز هنوز بر جاي مانده است.»

در ميان ملل هند و اروپايي به ويژه ملت هاي اسلاوي، هنوز جشن بهار با مراسم باشكوه كارناوالي برگزار مي شود و قرايني تاريخي در دست است كه نشان مي دهد جشن بهاره ايراني نيز روزگاري همراه با مراسم كارناوالي بوده است.
در برخي از سرزمين هاي اسلاوي يك دوره دوازده روزه جشن هاي كارناوالي در آغاز سال نو وجود دارد كه ريشه عميق هند و اروپايي دارند. در اين جشن ها مردم با ماسك هاي حيوانات گوناگون كه نماينده ارواح هستند مي رقصند ، بنا بر سنت هاي قومي اين سرزمين ها، دوازده روح پليد در تمام مدت سال ستون هايي را كه دنيا بر آنها قرار گرفته است مي جوند و هنگامي كه ستون ها در شرف فرو افتادن هستند، سال به آخر مي رسد و ارواح خبيث براي جشن و شادي بيرون زمين مي آيند اما در مدتي كه مشغول رقص و شادي هستند، ستون هاي جهان به خودي خود مرمت مي شوند و بحال نخستين در مي آيند و جهان فرو نمي ريزد.

اين ارواح در روز سيزدهم سال نو به زمين فرو مي شوند تا كار خود را از سر گيرند. بنابراين دوازده روز آغاز سال روزهاي پراهميتي هستند و وظيفه مهمي را در نگاه داشت جهان و زندگي بشري دارند و روز سيزدهم آغاز زندگي عادي انسان است. بنابراين اعتقاد اسلاوي روز سيزدهم ، روز جشن نجات جهان و دوره تكامل جديد ستون هاي جهان است .
به خوبي مشخص است كه اين اعتقاد "هند و اروپايي" از شباهتي بي مانند با اعتقاد باستاني ايراني كه در رابطه با سيزده بدر ذكر شد برخورد است . در واقع مي توان گفت ، از اين لحاظ " مراسم" سيزده بدر" ريشه در يكي از قديمي ترين مشتركات اعتقادي اقوام" هند و اروپايي" دارد .

از سويي ديگر با توجه به قدمت مراسم سيزده بدر در ايران مي توان نمود و تاثير آن را در ديگر مناطق دنيا از جمله اروپا به خوبي پي گرفت . در همين رابطه دكتر محمود روح الاميني، در كتاب «آيين ها و جشن هاي كهن در ايران امروز»، به شباهتي بين «سيزده بدر» و برخي از رسم هاي كاتارها (Cathara) (بازماندگان مانويان در اروپا) كه فرهنگي تركيبي از انديشه هاي زردتشتي و فلسفه باستان و مسيحيت دارند، اشاره كرده و توضيح مي دهد : كاتارها در روز عيد «پاك» در برخي از سال ها كه به روز سيزده فروردين نزديك است از خانه بيرون آمده و روز را در دامن صحرا و كنار كشتزار مي گذرانند، و براي ناهار با خود تخم مرغ مي برند، در اين روز پنهان كردن تخم مرغ در گوشه و كنار و پيدا كردن آنها سرگرمي كودكان است.

به هر جهت آنچه مشهود است ، اجراي مراسم سيزده به در در ميان ايرانيان از دير باز امري بسيار جدي بوده است كه همواره با برپايي مراسمي خاص همراه بوده است . از آن جمله مي توان به غذاهايي كه در روز سيزده به در، مردم به طور سنتي مي خوردند اشاره كرد . خوردن كاهو سكنجبين و چاقاله بادام از خوردني هاي مرسوم عصر سيزده بدر، است در تهران قديم آنگونه كه جعفر شهري، نويسنده كتاب «تهران قديم» روايت كرده است در روز سيزده به در مردم نسبت به طبخ و مصرف دمي يا دمپختك باقلا كه غذاي اصلي محسوب مي شد و سپس بلغور يا آش رشته اقدام مي كردند .

حبوبات و سبزيجات آش و بلغور در خانه پخته مي شد و تنها در دشت و باغ، آب و رشته آن افزوده مي شد. اما مرسوم بود كه از قابلمه بزرگ آش رشته، حتي شده به اندازه يك پيش دستي يا نعلبكي به اطرافيان بخشيده مي شد. زيرا معتقد بودند كه ممكن است در آن ميان، پسري نابالغ، زني حامله و يا طفلي باشد كه هوس كرده باشد. آنها معتقد بودند كه طفل اگر بوي غذايي حس كند و به او داده نشود، روحش مي پرد، اگر پسري نابالغ در چنين وضعيتي قرار گيرد، نطفه اش مي ريزد و زن حامله، بچه اش سقط مي شود يا ناقص به دنيا مي آيد.

هر چند امروزه مردم بيشتر به همان رسم باستاني ، كباب كردن گوشت گوسفند در روز سيزده به در گرايش يافته اند تا طبخ دمپختك و يا آش رشته ، اما اينك علت اينكار نه اعتقادات اسطوره اي بلكه راحتي انجام اين كار دردامان طبيعت است . به همين دليل نيز با توجه به بي احتياطي برخي از خانواده ها در استفاده از آتش در دل جنگل ها در اين روز ، هر ساله آتش سوزي هاي بزرگ و يا كوچكي در برخي نقاط جنگلي رخ مي دهد كه باعث تخريب محيط زيست مي شود . به نظر مي رسد ، در اين روز با توجه به پيشينه اسطوره اي آن ، سيزده به در روندگان بايد نسبت به نگاه داري محيط زيست نهايت توجه و دقت را نشان دهند .
نسيم نوروزي وزان به بستان شد

- نسيم زيباتر از هميشه و سرشار از بوي عطر غنچه هاي بهار نارنج همه جا را مزين كرده است ، رقص ماهيهاي قرمز درون تنگ آب ، رويش جوانه هاي سبز ، نغمه خواني چلچله ها و تكاپوي مردمان براي استقبال از فصل زايش دوباره و رويش شكوفه ها همه و همه نويد آغاز سالي ديگر را مي دهد . ..
ايرانيان از ديرباز شادي را مهم ترين بخش زندگي خويش مي دانستند و اگر نگاهي به تاريخ داشته باشيم به روشني خواهيم ديد كه ايرانيان باستان همواره روزهايي را به عنوان جشن ، چه مذهبي و چه ملي ، به شادي و سرور مي پرداخته اند چيزي كه نوروز را از ديگر جشنهاي ايران باستان جدا مي سازد فلسفه وجودي نوروز است كه پيوند انسان با طبيعت است و اين به روشني پيداست چرا كه فلسفه نوروز با نو شدن و تازه شدن طبيعت همگن است و با پايان يافتن زمستان و رفتن سرما و جايگزين شدن بهار انسان نيز زنگار هاي كهنه را از فكر و انديشه بر مي كند و دلها را از كينه پاك مي كند و با حركت نمادين " خانه تكاني " با طبيعت همگام مي شود .


نوروز يعني شادماني و سرور
نوروز داراي آيين هاي فراواني است كه از آن جمله مي توان به چند مورد زير اشاره كرد:
1) حاجي فيروز : در حدود يكماه مانده به جشن نوروز شخصي با روي سياه و پوشش قرمز در كوچه و خيابان به راه ميافتد و از راه رسيدن نوروز را به همگان اعلام ميكند و اين به همراه رقص و آهنگي شاد ميباشد.
2) روياندن سبزه : سبزي نماد زندگي نو و مهر است كه نشانگر زندگي بشر و پيوند او با طبيعت است. در دوران باستان در كاخ شاهان ، بيست روز پيش از نوروز دوازده ستون را از خشت خام بر مي آوردند و بر هر يك از آنها ، يكي از غلات را مي كاشتند و خوب روييدن هر يك را به فال نيك مي گرفتند و بر آن بودند كه دانه در آن سال پر بار خواهد بود و در روز ششم آنها را بر مي چيدند و به نشان بركت و باروري در تالارها پخش مي كردند.
3) شستشو و پاكيزگي : ايرانيان همانگونه كه به پاكي روان اعتقاد داشتند ، پاكيزگي تن را نيز لازم مي دانستند و به ويژه در روزهاي سال نو ، پوشش و كاشانه خود را پاكيزه مي كردند .
4) خوان هفت سين : كه از مهمترين آيين نوروز به شمار مي رود تشكيل شده از هفت چيز كه با حرف " سين " شروع مي شود و همچنين شمع روشن ، قرآن ، آينه ، ماهي و تخم مرغ .
5 ) سيزده به در و پايان نوروز : آخرين رسمي كه در روزهاي نوروز برگزار مي شود آيين سيزده بدر است.مردم در اين روز ،خانه ها را ترك مي كنند و به دامان طبيعت پناه ميبرند و در كنار سبزه زار روز را سپري مي كنند .

نوروز بزرگترين جشن ملي
نوروز بزرگترين جشن ملي ايرانيان است، كه در نخستين روز از نخستين ماه سال شمسي برگزار مي‌شود اين جشن از زمان آرياييان وجود داشته و در اصل يكي از دو جشن بزرگ بوده است ، آرياييان در اعصار باستاني دو فصل گرما و سرما داشتند ( طبقه‌بندي سال به چهار فصل بعدها پيدا شد ) كه فصل سرما شامل ده ماه و فصل گرما دو ماه بود و بعدها با تغييري كه در فصول پديد آمد تابستان تبديل به هفت ماه و زمستان پنج ماه شد ودر هر يك از اين دو فصل جشني برپا مي‌كردند ، جشني را كه در شروع فصل گرما مي‌گرفتند" نوروز "و جشن شروع فصل سرما را "مهرگان" مي‌ناميدند.

سنت ديرينه نوروز در لرستان

در لرستان مراسم نوروز و پيشواز از سال نو تقريبا همچون ساير نقاط ايران پهناور است اما چندين تفاوت وجود دارد كه ما بيشتر به ذكر آنها مي پردازيم . مهيا شدن براي نوروز تقربا از اوايل زمستان و اواخر پاييز شروع مي شود اما يك هفته پيش از جشن نوروز شدت بيشتري مي گيرد و مردم " كاردرسي " ( به معني كار درستي و آماده شدن براي مراسم نوروز ) مي كنند ، زن خانه با كمك دختران و همسايگانش "گرديله " به معني گردگيري و خانه تكاني را انجام مي دهد و با پاك كردن و شستشوي درو ديوار و پنجره ها و قالي و فرش و همچنين وسايل خانه كه مدت يكسال يا كمتر است جابهجا نشده اند ، سامان خانه را از نو مي آرايد ، علاوه بر اين زنان خانواده به نيت تندرستي هر يك از افراد خانه دانه هاي خوراكي گندم ، عدس ، جو و كنجد را در ظرفي خيس كرده تا جوانه زده و سبز شود .
( سبزه عيد ) شيريني و نقل و آجيل نيز براي پذيرايي از مهمانان به اندازه كافي و در حد توان مالي خانواده ها تهيه مي شود . در گذشته معمول ترين شيرينهايي كه در ايام نوروز در لرستان پخته مي شد و رونق فراواني نيز داشتند عبارت بود از كاك مخصوص خرم آباد و بروجرد ، كلوچه هاي آردي و برنجي ، كلوآشير، برساق و قاووت اما امروزه شيريني هايي كه استفاده مي شود مانند ساير شيريني هاي رايج در سطح كشور است . كه توسط قناديها پخته و فروخته مي شود . پس از تهيه مقدمات و لباس نو و پاكسازي خناه خود را براي مراسم بعدي آماده مي كنند .

جمعه آخر سال
هر كدام از اهلي خرم آباد در صورتي كه توانايي جسمي دارند عصر آخرين پنجشنبه سال را در حالي كه لباس نو بر تن كرده اند و مقداري هل و و نقل و خرما جهت خيرات براي گذشتگان را با خود حمل مي كنند بر آرامگاه هاي خانوادگي خويش گرد آمده و مراسم آخر جمعه سال را در گورستان انجام مي دهند و با نثار فاتحه براي رفتگان ياد و خاطره آنها را زنده و ارتباط نسل جديد خود را با نياكانشان محكم تر مي كنند .

چيزي كه شايد هر تازه واردي ( افراد غير بومي ) را به خود متوجه سازد و براي وي بسيار تماشايي باشد كودكان خردسالي ( زير سن 7 سال ) هستند كه با پوشيدن پيراهني سفيد و بلند با جليقه و كلاه و در دست گرفتن كشكول و تبرزين دراويش در كنار والدينشان سر راه مي ايستند و هر كس نذري يا صدقه اي دارد به آنها مي سپارد .
پولها و ساير نذوري كه در پايان روز جمع آوري شده توسط خود اين كودكان يا بزرگترهايشان به افراد نيازمند و مستمند واگذار مي شود، فلسفه اين كار نيتي است كه پدر و مادر و يا يكي از افراد خانواده در دل داشته و كودك را درويش مي كند . ( بين 3 تا 7 سال ) تا خداوند آنها را از حوادث و بلايا دور كرده و از گزند حوادث تلخ دور بماند ( عيد مباركي ) .

ديد و بازديد عيد
پس از تحويل سال و قرآن بر سر گذاشتن مردان گروه گروه به خانه بزرگ و ريش سفيد روستا رفته و پس از وي به ساير خانه ها سركشي كرده و با افراد آن خانه ها عيد ديدني مي كنند و در همان روزهاي اول به تمام خانه ها سركشي مي شود، پس از مردان زنان در روز دوم به عيادت و نوروز مباركي مي پردازند عموما عيدي كودكان يك يا چند تخم مرغ رنگ شده است . به اين ترتيب اعضاي خانواده با جملاتي پاك و صادقانه و مهربان نوروز را به يكديگر شاد باش مي گويند .

سيزده بدر در خرم آباد
در خرم آباد به جاي سيزده به در چهارده به در است يعني به جاي اينكه روز سيزده نوروز را جشن بگيرند همان مراسم را در روز چهاردهم نوروز انجام مي دهند زيرا در روز اول سال ( روز نوروز و عيد ) را به حساب نمي آورند و سيزده بدر غير بومي مي دانند به اين ترتيب بسياري از خانواده هاي ريشه دار خرم آبادي همان چارده بدر را جشن مي گيرند.
در روز برگزاري اين جشن دوستان و اقوام و همسايگان سپيده و يا شب قبل از روز جشن در مكاني گردهم آمده به سوي خارج شهر و دامان طبيعت حركت كرده و محلي را معين و در آنجا مستقر مي شوند و با هيجان و شور حالي زبان زدني به بازيهايي نظير دال پلو ، هرازگوني ، پرو ، قاوو مي پردازند كه بسيار شادي آفرين است .
در پايان مراسم نيز سبزه هاي سفره هفت سين را در كنار رودها رها كرده و به خانه باز مي گردند .
نوروز در آذربايجان

آيين‌هاي اساطيري مانند “كوسه برنشين“ يا “مير نوروزي” هر كدام سمبل‌هايي بودند كه در هر منطقه‌اي به نامي اجرا مي‌شدند. مثلا “كوسا گلين” در آذربايجان، نشانه‌ي شادي نوروزي است. كوسا شخصيتي مانند حاجي فيروز است كه لباس‌هاي غير متعارف مي‌پوشد، چوب به دست مي‌گيرد، كلاه منگوله دار بر سر مي‌گذارد و شاگردي دارد كه با هم ترانه‌هاي شاد مي‌خوانند. اين آيين در بين مردم كشاورز و دامدار اجرا مي‌شود و بنابر اعتقادات مردم براي آن‌ها خير و بركت مي‌آورد.

نمونه‌ي ديگر آيين “غول و كاس آغا” است كه نماينده‌ بازي‌هاي شادي آور است و در گيلان اجرا مي‌شود ، در اين رسم نبردي ميان سرما و گرما يا سياهي و سفيدي يا نيكي و بدي كه همگي بن‌مايه‌هاي اسطوره‌اي دارند در مي‌گيرد و در حالت نمايشي يكي بر ديگري پيروز مي‌شود. آييني به نام “عمه گرگا” در سمنان اجرا مي‌شود كه در آن مردم خود را به شكل حيوان درمي‌آورند و با تعريف سمبل‌هاي حيواني به ايفاي نقش مي‌پردازند.

در كنار اين آيين‌ها، ورزش‌هاي سنتي هم در شهرهاي مختلف برپا مي‌شود؛ مانند خراسان كه كشتي گرفتن جز سنت‌هاي نوروزي مردم است. در گذشته نوروز به دو بخش نوروز عامه و نوروز خاصه تقسيم مي‌شود و در پنج روز اول عيد كه نوروز خاصه بود مقام‌هاي رسمي و درباريان به ديد و بازديد مي‌رفتند و در بقيه‌ي ايام عيد تا روز 13 و 14 فروردين عامه‌ي مردم ديد و بازديد مي‌كردند. البته بنا بر رسم هميشگي، ابتدا كوچك‌ترها به ديدن بزرگترها مي‌روند و سپس بزرگتر‌ها بازديد آن‌ها را پس مي‌دهند.

سمندربازي رسم مردم جنوب خراسان در پنجم نوروز اين بازي در روزهاي پنجم و سيزدهم اجرا مي‌شود و تا حدودي شبيه فوتبال است؛ بازيكن‌ها به دو گروه 11 نفري يا كمتر تقسيم مي‌شوند، پيراهن‌هاي خود را درمي‌آورند، پاچه‌ي شلوارها را بالا مي‌زنند و حالت جنگي به خود مي‌گيرند. سپس به وسيله‌ گرزهايي كه از پارچه درست كرده‌اند بازيكن‌هاي تيم مقابل را مي‌زنند.

هم‌چنين هر گروه يك خانه به نام «كت» دارند كه اگر بازيكن‌ها به آنجا پناه برند، گروه مقابل نمي‌تواند آن‌ها را بگيرد يا بزند. هر گاه يك تيم بتواند تمام اعضاي يك گروه را بگيرد، بازي تمام مي‌شود، اين بازي احتمالا در تمرين‌هاي رزمي جنگاوران ريشه داردضمن آن‌كه بازي هم به نام سمندر نامگذاري شده كه حيوان ناشناخته‌اي است كه خود را در آتش مي‌سوزاند.
در ميان مردم جنوب خراسان رسم است كه در روز ششم نوروز به بيابان‌ها بروند و از گياهان تازه رسته كه شايد بعضي از آن‌ها جنبه‌ي دارويي هم داشته باشد بخورند. در اين روز گياهي به نام «نقودشك» كه اولين گياه خوراكي‌ است كه در بهار مي‌رويد و پياز گل لاله بيشتر از بقيه مصرف مي‌شود.
در جنوب خراسان منطقه‌هايي به نام پير وجود دارد: پيرمكاني است كه در آن‌جا چشمه و درخت بيدي است كه معمولا در نزديكي آن اتاقي ساخته شده است. مرسوم است كه مردم در روز سيزدهم نوروز آش خاصي را شامل انواع حبوبات در آنجا مي‌پزند و مي‌خورند. اين آيين بسيار قديمي است و به دوران مزدايي، يعني پيش از زرتشت، بازمي‌گردد پختن اين آش شبيه چيزي است كه در آثار ادبي ما به نام «بهمنجنه» از آن ياد مي‌شود:
به جوش اندرون ديگ بهمن جن
به دست اندرون دسته‌ نسترن
اين رسم تا 230 سال پيش در ايران برگزار مي‌شد و چون اين‌گونه رسم‌ها جنبه‌هاي سنتي دارند و به آساني از ميان نمي‌روند، قطعا اكنون نيز در ميان برخي از مردم اجرا مي‌شود. نوروز خواني در مازندران آستانه فرارسيدن فصل زيباى بهار طنين صداى عاشقانه ، عارفانه و ستايش گر "نوروز خوان ها" دربرخى ازمناطق استان مازندران ، بهارى پر از عشق واميد و بركت را به مردم نويد مي دهد. "نوروزى خوانى" يا خواندن ترانه هاى بهارى از مراسم بسيار كهن است كه قدمت آن به پيش ازاسلام باز مىگردد كه تا چند دهه پيش به شكل گسترده در مازندران " رواج داشت.
نوروزى خوان ها در گروه هاى چند نفره اشعارى را در مدح بهار مىسرودند ،كه پس از اسلام آوردن ايرانيان ، ابياتى در وصف امامان نيز بدان افزوده شد.
اندك نسل باقي مانده از نوروز خوانان قديمى گيلان هنوز هم اين ترانه ها را سرمى دهند :
بهار آمد ، بهار آمد خوش آمد على (ع ) با ذوالفقار آمد خوش آمد على (ع ) با ذوالفقار ،قنبر جلودار به شاه زنگبار آمد ، خوش آمد
باد بهارى آمده ، گل به گلستان آمده، مژده دهيد اى دوستان ، نوروز سلطان آمده ...

درآواز نوروز خوانان ستايش پرود گار ، فصل بهار وشكرگزارى نعمات ، عشق به خدا و ائمه اطهارموج مىزند. دسته هاى نوروز خوان به درخانه مردم مراجعه و شروع به آواز خوانى مىكنند، تا صاحب خانه هديه اى به آنها بدهند ، هدايا معمولا پول نقد، برنج ، تخم مرغ ، گندم و آرد است و ميزان آن به كرم صاحب خانه بستگى دارد. دختران و پسران دم بخت مازندران نيز معتقدند اگر گروه نوروز خوان در خانه آنها را بزند، به زودى راهى خانه بخت خواهند شد.
اشعار نوروز خوانان مملواز ابياتى با مضامين بىوفايى دنيا ، دوستى و عشق را قدر دانستن ، وفاى به عهد و احترام به والدين است . نگاه نوروز خوانان به گذشته آكنده از غم و اندوه و ناتوانى در برابر سرنوشت در عين حال اميدوراى به آينده اى خوش است .

دراشعار عاميانه نوروز خوان ها نوعى تضاد مضامين وجود دارد به نحوي كه در آن از يك سو مبارك باد به مناسبت رسيدن ايام عيد و از سوى ديگرغم هجر كه يكى از اصول عشق شرقى است ديده مىشود. اشعار نوروزخوان ها اگر چه عاميانه ، ساده وبراى همگان قابل فهم است ، در لايه هاى آن اندوه عارفانه دورى از معشوق حقيقى و دور افتادن از حق و بىاهميت بودن ماديات دنياموج مىزند. تنوع اشعار نوروز خوان ها با بهره گيرى از طبيعت استان از ديگر ويژگىهاى سروده هاى آنان است به گونه اى كه سبزى و طراوت بهار با بهرگيرى از واژه هاى شاعرانه كاملا در ذهن شنونده تداعى ميشود.

نوروز در ساير كشورها :

سه‌ روز جشن‌ در تاجيكستان‌ به‌ مناسبت‌ نوروز در زماني‌ كه‌ تاجيكستان‌ جزوي‌ از استان‌هاي‌شوروي‌ كمونيست‌ بود، دولتمردان‌ اين‌ حزب‌،سعي‌ داشتند به‌ نوعي‌ اين‌ جشن‌ را از بين‌ ببرند، امااين‌ سنت‌ از ميان‌ نرفت‌. تاجيك‌ها نوروز را جشن‌پاكي‌ها مي‌دانند، نوروز براي‌ مردم‌ تاجيكستان‌يك‌ جشن‌ ملي‌ و سنتي‌ به‌ حساب‌ مي‌آيد.

اين‌ در شرايطي‌ است‌ كه‌ از تاجيكستان‌ به‌ مدت‌هفتاد سال‌ زير نظر حكومت‌ كمونيستي‌ اداره‌مي‌شد. حكومتي‌ كه‌ همواره‌ سعي‌ داشت‌آيين‌هاي‌ يك‌ كشور را زير سوال‌ ببرد. به‌ مدت‌هفتاد سال‌ به‌ تاجيك‌ها گفتند كه‌ اين‌ جشن‌ نبايدوجود داشته‌ باشد. اما تاجيك‌ها آن‌ را حفظ كردند، كمونيست‌ها بارها به‌ مردم‌ آن‌ كشور گفتندكه‌ «نوروز» سال‌ نو نيست‌ و اول‌ ژانويه‌ سال‌ نومي‌باشد، اما مردم‌ تاجيك‌ همواره‌ از نوروز به‌عنوان‌ سال‌ نو ياد مي‌كنند.

گل‌ گرداني‌
در تاجيكستان‌، مراسمي‌ صورت‌ مي‌گيرد كه‌ به‌آن‌ گل‌ گرداني‌ مي‌گويند. اين‌ جشن‌ به‌ صورتي‌است‌ كه‌ عده‌اي‌ از كودكان‌ به‌ در خانه‌ها مي‌روند،شعر مي‌خوانند و گل‌ هديه‌ مي‌برند، آنان‌مي‌خوانند: گل‌ آوردم‌ از آن‌ پايان‌...
بهار نو مبارك‌ باد گل‌ زردك‌ ثنا مي‌گه‌، بهار نومبارك‌ باد در تاجيكستان‌ هم‌ به‌ مانند ايران‌،رعايت‌ آداب‌ نوروزي‌ با خانه‌ تكاني‌ آغاز مي‌شودو اما مهم‌ترين‌ غذاي‌ نوروزي‌ تاجيك‌ها، مراسم‌سمنك‌ يا سمنو است‌.
سمنك‌ بوي‌ بهار است‌
، سمنك‌ رمز بهار است‌،
عيد نورزوي‌ مبارك‌ باد
سمنك‌ در جوش‌ ماكفچه‌ زنيم‌
ديگران‌ در خواب‌ ما دخچه‌ زنيم‌
همچنين‌ سفره‌ هفت‌ سين‌، البته‌ هفت‌ نوع‌ غذا براي‌ تحويل‌ تدارك‌ ديده‌ مي‌شود. آتش‌ پرك‌ جايگزين‌ چهارشنبه‌ سوري‌ «آتش‌ پرك‌» از ديگر آيين‌هاي‌ نوروزي‌ است‌ كه‌ به‌ هنگام‌ فرارسيدن‌ نخستين‌ روز ماه‌ فروردين‌يا سال‌ نو صورت‌ مي‌گيرد. سه‌ گلخن‌ (مشعل‌) ازچوب‌ درخت‌ سرو روشن‌ كرده‌ مي‌شود و مردم‌ به‌خصوص‌ جوانان‌ و دختران‌ از بالاي‌ شعله ‌آتش‌ مي‌جهند و «سرخي‌ تو از من‌ و زردي‌ من‌ ازتو» مي‌گويند و به‌ اين‌ وسيله‌ كينه‌، كدورت‌، غم‌ ودرد خود را بيرون‌ مي‌كنند.

در نخستين‌ روز نوروز كه‌ در تاجيكستان‌ 21مارس‌ است‌، مراسم‌ «جفت‌ براران‌» صورت‌مي‌گيرد و به‌ اين‌ دليل‌ از نوروز به‌ عنوان‌ عيد بهار وآغاز كشت‌ و كار براي‌ كشاورزان‌ نام‌ مي‌برند.
پرفسور «دادخدا سيم‌ الدين‌ اف‌» رييس‌پژوهشگاه‌ زبان‌ و ادبيات‌ فرهنگستان‌ علوم‌تاجيكستان‌ مي‌گويد: «در گذشته‌ يك‌ سنت‌مشترك‌ تجليل‌ از نوروز ميان‌ مردم‌ آريايي‌ وجودداشت‌. در تاجيكستان‌، ايران‌ و افغانستان‌ويژگي‌هاي‌ محلي‌ تجليل‌ نوروز وجود داشت‌ وهنوز هم‌ رايج‌ است‌. آيين‌ سنت‌ها را بايد احياكرد و تمامي‌ اين‌ سنن‌ را در يك‌ سنت‌ مشترك‌براي‌ تجليل‌ از نوروز آماده‌ كرد، تا مراسم‌هاي‌تاريخي‌ تجليل‌ از نوروز به‌ وجود بيايد».

بار ديگر نوروزي ديگر و سالي ديگر از راه مي رسد ، بياييم آيين و سنتهاي گذشته را كه همچون ميراثي ارزنده كه از گذشتگانمان به يادگار مانده پاس بنهيم و در راه حفظ آداب و رسوم كهن سرزمين عزيزمان بكوشيم .

   
راهنماي سايت
كتاب
مقالات
پيش از مرگ بايد خواند
گزارشات
جان کلام
نقد و ادبيات
تاريخ سينما
شاهنامه خوانی
داستان های کوتاه
امثال و ادبيات كهن
افسانه ها و فرهنگ توده
آی کتاب پلی است بین پدیدآورندگان
کتاب و خوانندگان آثارشان
پیگیری و سفارش تلفنی
88140837