جستجو براي:  در 
صفحه کلید فارسی
پ 1 2 3 4 5 6 7 8 9 0 Back Space
ض ص ث ق ف غ ع ه خ ح ج چ
ش س ي ب ل ا ت ن م ك گ
ظ ط ز ر ذ د ء و . , ژ
       جستجوی پیشرفته کتاب
  30/08/1398
نویسندگان   ناشران   بانک کتاب   فروشگاه
 

 
مدیریت مقالات > گزارشات

خدمتكارشيطان

گروه: گزارشات
منبع: ايران - مترجم: وصال روحانى

 

به مناسبت برپايى نمايشگاهى تازه از آثار و يادگارهاى اسكار وايلد در لندن

از يك قطعه يادداشت كوتاه بر حاشيه يك كتاب گرفته تا عكسى در بستر مرگ، همه و همه چيز مرتبط با اسكار وايلد، اخيراً در يك گالرى در لندن به نمايش نهاده شد.
در يادداشت مورد بحث، لرد آلفرد داگلاس دوست نزديك وايلد، اوراخدمتكار شيطان توصيف كرده است، اين لقب و اتهام سالها پس ازمرگ وايلد (در سال۱۹۰۰) مطرح شد اماتا قبل از گالرى اخير هرگز رسماً اعلام نشد. در كتاب «افسانه وايلد» كه به سال ۱۹۱۶ نگارش شده، داگلاس در حمله به اين نويسنده و نكته پرداز باهوش و ظريف و غيرعادى وپرطرفدار ايرلندى آورده است: «وايلد از نيرومندترين نيروهاى ائتلافى با شيطان در اروپا، طى ۳۰۰سال اخير بوده است. من هيچ مرد و هنرمندديگرى به جز او را نديده ام كه اينگونه به راحتى خودش را به لحاظ حقوقى و ادبى به شيطان فروخته باشد.»
يك كلكسيونر بريتانيايى اين يادداشت را در ميان ۱۰۴ كالا و جنس و قلم ديگر كه جملگى مرتبط با وايلد مى شوند، در گالرى فوق به معرض نمايش و فروش گذاشت و گزارشها حاكى است كه بابت آنها ۸۵۰هزار يورو (۱‎/۱ ميليون دلار) پرداخت شده است. همه اينها درصد وپنجاهمين سالگرد تولد وايلد معناو مفهومى اضافه مى يابد و خبر از ديرپايى شگفت انگيز او مى دهد. آشنايى و ارتباط وايلد با داگلاس كه دوستانش اورا بوسى صدا مى زدند، از ۱۸۹۱ شروع شد و پايان بدى براى هر دو داشت و جدايى از همسر، زندانى و ويران شدن زندگى اش را براى بوسى موجب شد و پرونده وايلد راتيره تر كرد. وقتى وايلد از سوى ماركيز كوئينزبرى مادر داگلاس متهم به فساد اخلاقى شد، به سال۱۸۹۵ عليه او به دادگاه شكايت برد، اما نتيجه نگرفت و ماركيز در دادگاه تبرئه شد و آنگاه نوبت به ماركيز رسيدتا عليه وى به دادگاه شكايت كند و اين بار هم دادگاه به ضرر وايلد حكم داد و او را به اتهام رفتار ناصحيح اجتماعى به دو سال حبس بااعمال شاقه محكوم كرد.
وايلد كه در اجتماعى سطح بالا بزرگ شده و به رفاه عادت كرده و اشرافى وار روزگار گذرانده و ظريف و شكننده بود، هيچگاه از مرارت حمل زغال سنگ در ايام حبس رهايى نيافت و مدتى كوتاه بعد از آزادى از زندان در حالى كه بدهى او را فلج كرده بود، در يك هتل شهر پاريس چشم از جهان فروبست.
در كلكسيون مورد بحث، اولين نسخه ها، برخى نسخ كه يادداشتهاى كوتاه خود وايلد را بر حاشيه كتاب دربردارد و حتى دست نويس هاى او در خصوص برخى از مشهورترين كارهايش مانند «تصوير دوريان گرى» و «سالومه» نيز وجودداشتند. نويسنده كتاب «اهميت ارنست بودن» استاد در تكلم و سخنگويى و صحبت رودررو بامردم بود و جوابهاى آهنگين و معنادار و پركنايه او شهرت داشتند. اما يكى از دست نوشته هاى وايلد كه در گالرى مزبور ارائه شده بود، نشان مى دهد هوش و حاضر جوابى هايى از اين دست به تمرين و سختكوشى وهوش زيادى نياز دارد. بر روى يكى از اين برگها وايلد نوشته است: «لعنتى بودن واژه اى است كه آدمهاى به اصطلاح خوب براى توصيف كسانى ساخته اند كه از آنها جذاب ترند! يك واقعه و رمانس عالى امتيازى است كه فقط شامل حال كسانى مى شود كه در تمام ۲۴ ساعت كار ديگرى براى انجام دادن ندارند. اين» تنها فايده و خاصيت نسل مرفه در كشور ما است!»
در نمايشگاه مذكور اولين نسخه چاپى «زن غيرمهم» نيز ديده مى شد.وايلد در يادداشتى كوتاه بر روى صفحات نخست اين نسخه، آن را به مادرش ليدى جين فرانچسكا وايلد تقديم كرده است و به همين خاطر در نمايشگاه مذكور اين كتاب به قيمت ۴۰هزار پوند به فروش رسيد. عكسى رنگ ورورفته از وايلد در بستر مرگ نيز در اين نمايشگاه با قيمت ۱۰هزار پوند فروخته شد. دو مورد ديگر نيز در آن نمايشگاه اورا در بالاترين ميزان ضعف و در راه مشرف به مرگ به تصوير كشيده و پايان راهى را ترسيم مى كردند كه براى او شهرتى بزرگ ولى توأم با بدنامى را پى ريختند و هرچند وى را به قله ادبيات رساندند ولى دردسرى عظيم را براى او خريدند. او در ايام حيات با قيافه اى به ظاهر آرام و مسلط، آن فرضيه را رد مى كرد و فاقد تأثيرگذارى اش بود، اما همين مسائل تاروپود وى را از هم دريدند.
يك كاتالوگ موجود در نمايشگاه به ما مى گفت كه متعلقات وايلد كه درخانه او در محله چلسى انگليس و به اجبار به سال۱۸۹۵ فروخته شدند، دقيقاً چه بوده اند، در ميان اين اشيا تعداد زيادى عروسك و اسباب بازى هم كه به جاى مانده از زمان كودكى وايلد بوده اند، وجود داشت. اگر كتاب و يادداشت داگلاس بسيار ديرتر از موعد و سالها پس از مرگ وايلد چاپ و منتشر شد، به اين خاطر بود كه او مى ترسيد هربرت اسكوييت نخست وزير وقت انگليس را ناراحت كندو موضوع را حساس تر نمايد.
اين اريستوكرات جوان و ناپخته بواقع هيچگاه از كابوس وايلد رهايى نيافت و در همين راستا كتاب «وايلد ومن» را در سال۱۹۱۴ و كتاب بالنسبه ملايم ترى را هم در خصوص وى به سال۱۹۴۴ نوشت اما اوج تندى كلام او را درباره وايلد در همان كتاب «افسانه وايلد» بجوييد و از جاى جاى آن كلمات بر طنين مى بارد. در قسمتى از آن آمده است: «وايلد و افسانه او زندگى مرا از هر جهت ويران كرد. من تسليم و اسير اين اوهام شدم و وقتى از آنهاگريختم، وضعم بدتر شد.»
وايلد نيز كتابى در خصوص ارتباطش با داگلاس نوشته و نام آن De Profundis گذاشته و طى آن وى را آدمى بى هوش و تندرو توصيف كرده بودو همان كتاب وضعيت خانوادگى داگلاس را تيره تر كرده و او را وادار به طلاق گرفتن از همسرش كرد و مشكلات بزرگى را براى او به وجود آورد. پيترسلى متخصص زبان و ادبيات انگليسى در پاييز ۲۰۰۴ مى گويد: «شخصاً فكر مى كنم داگلاس و برخى منتقدان ديگر وايلد دركار و سخن خود زياده روى كرده اند، اما اين اعتقاد را هم دارم كه همين حرفها و تقابل دايمى با طيفى از جامعه كه وايلد را مى كوبيد، او را قوى تر مى كرد و او غناى هنرى بيشترى را در اين ماجراها مى يافت و اگر آن قضايا روى نمى داد، وايلد به جايى نمى رسيد كه ديده ايم. شايد كتاب و يادداشتهاى داگلاس در خصوص وايلد هيچ تحول و انقلابى را در خصوص وى و تغييرى را در شناخت فعلى مان از وى، ايجاد نكند، اما لااقل مى فهميم كه برخى نزديكان اين هنرمند غيرمتعارف درباره او چه مى انديشيده اند و تا چه حد از او ناراضى بوده اند.»
از كتاب «افسانه وايلد» فقط دو نسخه موجود است. يكى، همانى كه در گالرى مورد بحث عرضه شد و ديگرى هم در دانشگاه كاليفرنيا در لس آنجلس در دسترس دانشجويان و محققان قرار دارد.
اما گران ترين متاع عرضه شده در نمايشگاه مذكور كه بعداً در حراجى معروف ساوت بى انگليس به قيمت ۸۰هزار پوند به فروش رسيد، قسمتى از متن دست نويس رمان مشهور «تصوير دوريان گرى» است. در اين دست نويس ها قسمتهايى را مشاهده مى كنيم كه شخص وايلد، بعداً به دلايلى آنها را حذف كرد. از آن جمله است قسمتى كه دوريان به يك محل فروش و استعمال موادمخدر مى رود. تصوير غريب و ترسناكى كه او از گرى در اين فيلم و قيافه در حال تغيير او و يك تابلوى رو به زوال ارائه داد، با مشاهده و مطالعه اين قسمت ناخوانده هولناك تر مى شود و اين همانى است كه هميشه از وايلد مى شد طلب كرد. چيزى كه داگلاس آن را «وايلدوحشى و مهارنشدنى» خوانده است.

 
   
راهنماي سايت
كتاب
سفارش كتاب بدون عضويت
پيگيري كتاب بدون عضويت
پيش از مرگ بايد خواند
مقالات
گزارشات
جان کلام
نقد و ادبيات
تاريخ سينما
شاهنامه خوانی
داستان های کوتاه
امثال و ادبيات كهن
افسانه ها و فرهنگ توده
آی کتاب پلی است بین پدیدآورندگان
کتاب و خوانندگان آثارشان
پیگیری و سفارش تلفنی
77605503
77635308