جستجو براي:  در 
صفحه کلید فارسی
پ 1 2 3 4 5 6 7 8 9 0 Back Space
ض ص ث ق ف غ ع ه خ ح ج چ
ش س ي ب ل ا ت ن م ك گ
ظ ط ز ر ذ د ء و . , ژ
       جستجوی پیشرفته کتاب
  03/07/1401
نویسندگان   ناشران   بانک کتاب   فروشگاه
 
 
مدیریت مقالات > ضرب المثل

دود چراغ خورده
گروه: ضرب المثل

عبارت مثلي بالا ناظر بر فقها و روحانيون و همچنين علما و دانشمندان معمري است كه براي تحصيل علم و كسب كمال شب زنده داريها كرده رنج و تعب فراوان را پذيرا شده اند تا بدين مقام و منزلت عالي و متعالي نايل آمده اند.

در رابطه با اين زمره از عالمان رنج ديده و صاحب كمال و معرفت اگر في المثل بخواهند تعريف و توصيفي كنند اصطلاحاً گفته مي شود:«فلاني دود چراغ خورده تا به اين مقاوم و كمال رسيده است.» و بعضاً:«دود چراغ خوردۀ سينه به حصير ماليده» هم مي گويند.

در اين عبارت بحث بر سر دود چراغ است كه بايد ديد در اين اصطلاح و عبارت مثلي چه نقشي دارد و ريشۀ تاريخي آن چيست.

به طوري كه مي دانيم چراغ آلتي است كه در عصر و زمان حاضر به وسيلۀ برق روشني مي بخشد و به صور و اشكال مختلفۀ لوله اي و گلوله اي و مسطح و مقعر و محدب و جز اينها در كوي و برزن و خانه و خيابان و كارخانه و هرگونه تأسيسات و كارگاههاي ديگر خودنمايي مي كند و با اشاره و اصابت انگشت به كليد برق مي توان صدها و هزارها و حتي برق شهر عظيم و كشوري را خاموش يا روشن كرد ولي در قرون قديمه و قبل از اختراع برق از طرف اديسون مخترع نامدار آمريكايي چراغ در واقع ظرفي بود كه درون آن را با چربي و روغن از قبيل پيه، روغن كرچك، روغن بزرك، روغن بيدانجير كه به طور مطلق روغن چراغ مي گفته اند و همچنين نفت و امثال آن پر كرده فتيلۀ آلوده را روشن مي كردند و به زندگي روشني مي بخشيدند.




اگر به تاريخچۀ طرز تحصيل علما و دانشمندان در قديم مراجعه كنيم ملاحظه مي شود كه: «همه در كوره ده خود نه مدرس داشتند و نه محضر و نه كتابخانۀ مركزي يك ميليون جلد كتابي و نه آرشيو و نه بايگاني و نه ميكروفيلم نسخۀ خطي و نه كامپيوتر و اينترنت و ... بلكه بالعكس هيچ چيز كه نبود، به جاي خود، حتي نان و قوت اوليه هم نبود. مجموع ذخيرۀ آنها لقمۀ نان بيات و خشكه اي بود كه پر شال خود مي بستند و به مكتب مي رفتند.

طلبۀ فقير و بي بضاعت- كه البته دنيايي استغنا داشت- براي آنكه روغن مختصر چراغش در طول شب تمام نشود و چراغ خاموش نگردد فتيله اش را پس از روشن كردن پايين نمي كشيد تا حرارت فتيله، روغن يا نفت مخزن را زياد بالا نكشد و مصرف نكند، بلكه فتيله را در همان بالا و وضع اوليه كه اصطلاحاً تاجري مي گفته اند نگاه مي داشت و با آن نور ضعيف، شب را به صبح مي رسانيد. نور تاجري در چراغ اگرچه كم مصرف و متناسب با وضع مالي طلبه بود ولي اين عيب بزرگ را داشت كه چون روغن يا نفت به قدر كفايت از مخزن به فتيله نمي رسيد لذا دود مي زد و در و ديوار و سقف و فضاي حجره را آلوده مي كرد و طلبۀ بي چيز آن دود چراغ را مي خورد و به تحصيل و مطالعه ادامه مي داد تا به مقصد كمال رسد و شاهد مقصود را در آغوش گيرد.

دود چراغ خوردن تا قبل از اختراع و نورافشاني برق، در حجرات طلبگي مبتلا به عمومي بود و همه در پرتو نور بي فروغ چراغهاي كم سوز و كورسو كه دودش تا اعماق سينه و ريتين آنها فرو مي رفت به مطالعه مي پرداختند تا رفته رفته پلكها سنگين شوند و چشمان دودآلودشان لحظاتي به خواب روند.




۱- فكر مي كنم تاجري يا نور تاجري همان طوري كه از اسمش پيداست از ابتكارات كسبه و تجار متوسط الحال قديم باشد كه فتيلۀ چراغ را به منظور صرفه جويي در مصرف نفت يا روغن چراغ پايين نمي كشيدند و اين روش ابتكاري ولي غيربهداشتي به حجرات طلبگي هم راه پيدا كرده باشد.

   
راهنماي سايت
كتاب
مقالات
پيش از مرگ بايد خواند
گزارشات
جان کلام
نقد و ادبيات
تاريخ سينما
شاهنامه خوانی
داستان های کوتاه
امثال و ادبيات كهن
افسانه ها و فرهنگ توده
آی کتاب پلی است بین پدیدآورندگان
کتاب و خوانندگان آثارشان
پیگیری و سفارش تلفنی
88140837