جستجو براي:  در 
صفحه کلید فارسی
پ 1 2 3 4 5 6 7 8 9 0 Back Space
ض ص ث ق ف غ ع ه خ ح ج چ
ش س ي ب ل ا ت ن م ك گ
ظ ط ز ر ذ د ء و . , ژ
       جستجوی پیشرفته کتاب
  23/07/1397
نویسندگان   ناشران   بانک کتاب   فروشگاه
 

 
مدیریت مقالات > ضرب المثل

جدمان قصاب بود...
گروه: ضرب المثل

هنگامي كه يك نفر داوطلب انجام كاري شود كه نه از عهده‌اش برآيد نه سررشته‌اش را داشته باشد و عاقبت هم آن كار را خراب كند و ضرر هم ببيند آنان كه درباره او «گاف» مي‌زنند و صحبت مي‌كنند از سر تمسخر اين مثل را مي‌زنند.
مي‌گويند خر پير و از كار افتاده‌اي را كه ديگر هيچ كاري ازش ساخته نبود در صحرا ول كرده بودند. يك گرگي او را ديد و در كمينش ...

گواه شاهد صادق در آستين باشد
گندم خورد و از بهشت بيرون رفت
گنج قارون دارد
گشاد بازي
گرگ دهن آلوده و يوسف ندريده
گرگ باران ديده
گرز رستم گرو است
گربه مرتضي علي
گربه عابد
گرنگهدار من آنست كه من مي دانم ....
گرگ منشي
گربه رقصاني
گداي سامره
گاو بندي
كينه شتري
كوراوغلي مي خواند
حمام زنانه شد
حكم حكم نادر و مرگ مفاجات
حكيم باشي را دراز كنيد
حقه بازي

  1  2  3  4  5  6  [7]  8  9  10    >>    اولین صفحه   صفحه قبلی   صفحه بعدی   آخرین صفحه
فهرست از 121 تا 140 از مجموع 394 مورد

راهنماي سايت
كتاب
سفارش كتاب بدون عضويت
پيگيري كتاب بدون عضويت
پيش از مرگ بايد خواند
مقالات
گزارشات
جان کلام
نقد و ادبيات
تاريخ سينما
شاهنامه خوانی
داستان های کوتاه
امثال و ادبيات كهن
افسانه ها و فرهنگ توده
آی کتاب پلی است بین پدیدآورندگان
کتاب و خوانندگان آثارشان

پیگیری و سفارش تلفنی
88398811
88318734